احادیثنا

گذری در حدیث

احادیثنا

گذری در حدیث

نگاهی کلی به اسباب صدور احادیث

برای دریافت فایل ورد بر روی لینک زیر کلیک کنید

http://s4.picofile.com/file/7796024301/asbab.docx.html

نگاهی کلی به اسباب صدور احادیث  

6960

علوم حدیث شماره 39 - سال یازدهم شماره اول بهار 1385

نگاهی کلی به اسباب صدور احادیث

محمّد جعفر شهروزی *

چکیده:

بهترین راه آشنا شدن با رهنمودهای پیامبر اکرم و ائمه اطهار، استفاده از سخنان ایشان است. برای بهره­گیری از کلام ایشان، باید به عواملی که در فهم حدیث مؤثرند، توجّه کرد. یکی از این عوامل، شناخت و آگاهی از زمینه­های صدور احادیث از معصومان است.

پژوهش حاضر گامی در راه آشنایی با اسباب صدور و زمینه­های آن است. بدین منظور، پس از مطالعه و بررسی منابع مختلف و جمع­آوری اطلاعات لازم، مطالب در دو بخش تنظیم شده است. در بخش اول، تحت عنوان اسباب صدور احادیث به بحث و بررسی درباره انواع احادیث با توجه به اسباب صدورشان و نیز موضوعات اسباب صدور پرداخته شده است. در آخر نیز مباحث مطرح شده جمع­بندی گردیده است.

کلید واژه­ها: اسباب صدور احادیث، اهمیت، موانع، کتب، نقل و نگارش، موضوعات.

1. کلیات

1 - 1. تعریف سبب صدور حدیث

با مراجعه به کتب حدیثی ملاحظه می­شود که اوّلین تعبیر، دربارۀ موضوع مورد بحث، اصطلاح اسباب الحدیث است که به صورت مفرد، یعنی سبب الحدیث (1)هم ذکر شده است و معنای آن عبارت است از آن چه باعث ورود حدیث می­شود (2)با توجه به این معنا و توضیحاتی که در شرح آن داده شده است، به تدریج اصطلاح اسباب ورود الحدیث (3)جایگزین اسباب الحدیث شده. بعد از آن نیز اسباب صدور الحدیث (4)به عنوان اصطلاح دیگری برای آن به کار رفت. سپس سبب صدور حدیث (5)به عنوان معادلی دیگر برای آن انتخاب شد. شأن صدور حدیث (6)و علّت صدور حدیث (7)هم، مترادف­های دیگری هستند که اخیراً برای آن به کار رفته­اند.

معنای اصطلاحِ سبب صدور حدیث

مهم­ترین تعاریفی که در این زمینه مطرح شده است، عبارت­اند از:

الف. سبب ورود حدیث، سببی است که پیامبر اکرم به خاطر آن، حدیث را بیان کرده است؛ مانند سبب نزول در قرآن کریم (8)

ب. سبب ورود حدیث، عبارت از آن چیزی است که حدیث در ایّام وقوع آن گفته می­شود و درباره آن سخن می­گوید (9)

ج. اسباب ورود حدیث، عبارت است که اموری که حدیث به سبب آنها گفته شده است (10)

با توجه به تعاریف گفته شده، می­توان سبب صدور حدیث را چنین تعریف کرد که عبارت است از امری (حادثه­ای، مناسبتی، نیازی، پرسشی، موضوعی و...) که موجب می­شود پیامبر اکرم یا یکی از امامان به خاطر آن یا در ارتباط با آن، حدیث را بیان کنند (11)

2 - 1. علم اسباب ورود حدیث

موضوع مورد بحث، یکی از انواع حدیث (12)و از فروع آن (13)به حساب می­آید و درباره آن گفته شده است:

علم اسباب صدور الحدیث، به شرایط و احوالی توجّه دارد که سبب صدور حدیث، از نبی اکرم شده­اند؛ زیرا در بسیاری از مواقع، حادثه­ای روی می­داد و موجب می­شد که نبی­اکرم حکمی  شرعی درباره آن بیان کند (14)پس می­توان گفت که علم مذکور، علمی است که در پی شناخت و بحث درباره اسباب، موقعیّت­ها و زمینه­هایی است که معصومان به دنبال آنها حدیثی بیان کرده­اند. بنابر این، شناسایی احادیثی که دارای سبب صدور هستند، بررسی سبب صدور آنها و میزان تأثیرشان در فهم احادیث در حیطه این دانش قرار دارند. همچنین چون این علم رابطه­ای مستقیم با فهم حدیث دارد، لذا بعضی آن را جزء علوم مربوط به فهم متن حدیث آورده­اند و زیر مجموعه فقه الحدیث قلمداد کرده­اند (15)

3 - 1. اهمیّت شناخت اسباب صدور احادیث

احادیث معصومان در شرایط زمانی و مکانی متفاوت و با انگیزه­ها وهدف­های خاصی صادر شده­اند و ناشی از اساب و علل گوناگونی بوده­اند، امّا وجود پدیده­هایی در تاریخ حدیث از قبیل ممنوعیّت نقل ونگارش حدیث، نقل سینه به سینه آن، نقل به معنا، جعل حدیث، ورود اسرائیلیات و... نه تنها باعث شد­ه­اند که اختلالاتی در فهم احادیث به وجود آید، بلکه موجب شده­اند که بسیار از اسباب صدور احادیث، حذف و یا به فراموشی سپرده شوند. پس، در درک واقعی احادیث، باید دقّت ویژه­ای اعمال گردد و از قراینی که در فهم حدیث مؤثّرند، کمک گرفته شود. یکی از مهم­ترین این قراین، سبب صدور احادیث است که علمای علوم اسلامی، درباره اهمیّت شناخت این عامل، مطالبی بیان کرده­اند که به بعضی از آنها اشاره می­کنیم:

الف. از جمله امور مهم برای فهم احادیث، تحقیق و جستجو درباره سبب صدور حدیث است و آنچه در فهم مدلول آن دخیل باشد (16)

ب. شناخت سبب صدور حدیث، از امور مهم بوده و دارای فواید زیادی است و عدم ذکر اسباب بعضی از احادیث، باعث اختلاف در فهم آنها و نیز موجب از بین رفتن مقاصدشان شده است. اسباب ورود حدیث، مانند اسباب نزول آیات قرآن کریم، به دنبال بیان مناسبتی است که پس از آن حدیثی گفته شده است و موجب تسهیل استنباط حکم شرعی، با توجّه به آن شرایط و موقعیّت می­شود (17)

ج. از مواردی که در فهم نیکوی سنّت نبوی مؤثّر است، توجّه به احادیثی است که بر اسباب خاصّی بنا شده­اند یا با علّت مشخصی ارتباط دارند که آن اسباب و علل یا درحدیث ذکر شده­اند یا از آن استنباط می­شوند و یا از واقعه­ای که حدیث به دنبال آن بیان شده است، فهمیده می­شوند. کسی که به طور عمیق به موضوع نگاه کند، می­فهمد احادیثی که مطابق شرایطی بیان شده­اند، زمینه خاصّی برای تحقق مصلحتی معتبر، پوشیده شدن مفسده­ای مشخص یا معالجه مشکلی که در آن زمان به وجود آمده است، بوده­اند و معنای آن، این است که گاهی پنداشته می­شود حکم حدیث، عام و دایمی است، امّا با دقّت در آن مشخص می­شود که حکم حدیث مبنی بر علّتی است که با زوال آن علّت، حکم نیز از بین می­رود و یا بقای آن، حکم نیز به قوّت خود باقی است.

پس برای فهم درست و دقیق حدیث، چاره­ای نیست جز شناخت شرایطی که در آن شرایط، حدیث برای تبیین یا علاج آن گفته شاه است تا این که مراد حدیث، به خوبی مشخص شود و مورد ابهام واقع نشود یا خلاف مقصود مورد نظر قرار نگیرد.

مشخص است که علمای ما، شناخت نزول قرآن را در فهم نیکوی قرآن، مؤثّر دانسته­اند. پس وقتی اسباب نزول قرآن بر کسی که قرآن را می­فهمد یا تفسیر می­کند، مطلوب است، اسباب ورود حدیث مطلوب­­تر است؛ زیرا قرآن عام و جاودان است و در شأن آن نیست که به جزئیات و تفصیلات بپردازد و فقط مبادی و عبرت­های آنها را بیان می­کند، امّا سنّت بسیاری از مشکلات موضعی و جزئی را حلّ می­کند و در آن خصوصیّات و تفصیلاتی هست که در قرآن نیست.

بنابر این، باید بین خاص و عام، موقّت و دایمی و جزئی و کلی فرق گذاشته شود؛ زیرا هر کدام دارای حکمی هستند و توجّه به سیاق، شرایط و اسباب، به فهم درست کمک می­کنند (18)

هر چند مطالب گفته شده می­تواند درست باشد، اما به نظر می­رسد چنین نیست که تمام احادیث، با توجّه به سبب صدورشان قابل فهم باشند و درک آنها وابسته به سبب صدورشان باشد، بلکه بسیاری از آنها به خودی خود دارای معنای و اضح و روشنی هستند و سبب صدور، مصداقی خارجی و نمونه­ای است که حدیث، درباره آن گفته شده است. همچنین، بعضی از اسباب صدور احادیث، فقط برای آگاهی (صرف علم) نقل شده­اند و تاثیر چندانی در فهم احادیث ندارند؛ مانند بعضی از سؤال­هایی که همراه پاسخ­های معصومان نقل شده­اند و یا بعضی از جریان­هایی که معصومان در حین وقوع آنها و در موقعیت­هایی مختلف آنها، سخن گفته­اند (19)

امّا مفهوم بعضی از احادیث به راحتی قابل درک نیست و سبب صدور آنها می­تواند نقش مؤثّری در فهم آنها داشته باشد و به عنوان قرینه­ای خارجی، روشن­گر معنای حدیث و برطرف کننده ابهام آن باشد. بنابر این، آشنایی با زمان، مکان، افراد و سایر اوضاع و شرایط مربوط به چنین احادیثی، تأثیر بسزایی در کشف مراد و مقصود کلام معصومان دارد و عدم توجّه به این امور می­تواند موجب خطای در فهم و برداشت نادرست شود. هنگام که چنین احادیثی بیان و تفسیر آیات قرآن کریم باشند، موضوع حسّاس­تر می­شود و ضرورت توجّه به سبب صدور آنها برای فهم درست احادیث و در نتیجه درک صحیح و دقیق تفسیر آیات، بیشتر می­شود از سوی دیگر، سخنان معصومان، دارای وجوه معنایی هستند؛ همان گونه که امام صادق در حدیثی فرمودند:

قرآن بر هفت حرف نازل شده است و امام می­تواند حدّاقل بر هفت وجه فتوا دهد.

این عطای ماست. پس می­توانیم آن را بدون حساب ببخشیم یا نبخشیم (20)

بنابر این، چنین نیست که حدیث فقط در چارچوب سبب صدورش معنا شود، بلکه سبب صدور می­تواند روشن­کننده یکی از معانی حدیث باشد. به عبارت دیگر، معنای اوّلیه حدیث را می­توان با استفاده از سبب صدور آن به آسانی درک کرد و معانی دیگر را در زمینه مقصود اصلی حدیث، می­توان از آن استنباط کرد.

آثار و کتب مربوط به اسباب صدور احادیث

دقیقاً معلوم نیست که نگارش مطالب مربوط به این موضوع از چه زمانی آغاز شده است. این علم یکی از انواع علوم حدیث است که بیشتر علمای متقدّم در علوم حدیث و اصول آن، به این موضوع نپرداخته­اند و در کتبی که در فن علم الحدیث نوشته­اند، آن را ذکر نکرده­اند (21)

دکتر یحیی اسماعیل (22)می­نویسد:

این که از چه زمانی تصنیف نویسی در این موضوع شروع شد، امری است که مصادر، جز در موارد نادر به آن اشاره نکرده­اند. (23)

سیوطی (24)می­گوید:

یکی از متقدّمان، تألیفی در این موضوع دارد، ولی اطلاعی از آن ندارم و فقط در شرح حال نویسنده، ذکری از آن کرده­اند و حافظ ابوالفضل بن حجر در شرح نخبه آن را ذکر کرده است (25)

ابن دقیق العید (26)می­نویسد:

یکی از متأخّران اهل حدیث شروع به کار تصنیف در اسباب حدیث کرد. همان طور که در باب اسباب نزول قرآن کریم تصنیفاتی وجود دارد و من بر مقدار ناچیزی از آن، آگاهی یافتم (27)

صاحب مفتاح السّعادة نیز می­گوید:

شنیدم که تصنیفاتی در این زمینه وجود دارد، امّا آنها را ندیده­ام (28)

از سخنان فوق می­توان نتیجه گرفت که مطالب کمی درباره سبب صدور احادیث نوشته شده است. بعضی از آثار نوشته شده در این زمینه هم روّیت نشده­اند. بنابر این، جز سه اثر مستقلی که در این زمینه نوشته شده است و به آنها اشاره خواهد شد، در بقیه مواردّ فقط به نامه مصنف اشاره شده است. اینک به معرفی آنها می­پردازیم:

1 - 3 - 1. تصنیف ابوحفص العکبری (29)

ابن حجر می­گوید:

یکی از شیوخ قاضی ابن یعلی ابن الفراء حنبلی (30)به نام ابوحفص العکبری در این زمینه تصنیفی دارد.

و تقی­الدّین بن دقیق العید گفته است:

یکی از معاصران عکبری شروع به نوشتن تصنیفی در این زمینه کرده است.

گویی که ابن دقیق، تصنیف عکبری را ندیده (31)که چنین سخنی را گفته است. درباره تصنیف مذکور تاکنون غیر از اسمش، اطلاعی به دست نیامده است (32)به عقیده بعضی (33)این تصنیف، اوّلین اثر و به عقیده بعضی دیگر (34)دومین اثر، در باب اسباب ورود حدیث است.

2 - 3 - 1. تصنیف ابوحامد بن کوتاه الجوباری (35)

اسامی دیگری که درباره نویسنده آن وجود دارد، عبارت­اند از: ابوحامد بن کزناه الجوباری (36)، حامد بن کزناه الجربانی (37)یا الجربانی (38). این تفاوت­ها احتمالاً به خاطر سهو در نگارش و ضبط بوده است. لازم به ذکر است که هیچ یک از این اسامی در کتب رجالی یافت نشد و محققان هم شرح حالی برای وی پیدا نکرده­اند (39)به هر حال، غیر از اسمش اطلاع دیگری از این تصنیف نیست (40)

به نظر سیوطی (41)، این تصنیف، اوّلین اثر در باب اسباب صدور احادیث است و به عقیده بعضی دیگر (42)این تصنیف، دومین اثر، در این زمینه است. ذهبی (43)گفته است:

قبل از آن تألیفی در این زمینه وجود نداشته است (44)

بعضی هم گفته­اند:

منظور ذهبی این است که قبل از تصنیف ابی حفص العکبری، اثر دیگری در این زمینه وجود نداشته است (45)

3 - 3 - 1. تصنیف عبدالغنی بن سعید حافظ (46)

کسی به جز سیوطی، اشاره به این تصنیف نکرده است. وی می­گوید:

از شخصی شندیم که عبدالغنی بن سعید حافظ در زمینه اسباب ورود حدیث، تصنیف قابل توجّهی دارد (47)

4 - 3 - 1. اسباب ورود الحدیث یا اللمّع فی اسباب الحدیث

اوّلین تألیف مستقلی که در این زمینه وجود دارد، کتاب مذکور است که نوشته جلال­الدّین سیوطی است. او پس از ذکر مقدمه­ای بسیار کوتاه درباره مصنفان این موضوع به انواع حدیث سبب­دار همراه با چند نمونه حدیثی اشاره کرده و سپس احادیث جمع­آوری شده را در بعضی ابواب فقهی تنظیم و مرتب نموده و در هر باب ابتدا حدیث و سپس سبب یا اسباب آن را ذکر کرده است

5 - 3 - 1. البیان و التّعریف فی اسباب ورود الحدیث الشریف

دومین تألیف مستقلی که در این زمینه وجود دارد، کتاب مذکور است که نوشته ابن حمزه دمشقی (48)است. او نیز در این کتاب، پس از ذکر مقدمه­ای، احادیث را مانند کتب سنن مطابق حروف تهجی مرتب کرده و مطالبی به آن افزوده است.

به عقیده بعضی (49)این کتاب بسیار ناچیز و به عقیده برخی دیگر (50)جامع­ترین کتاب در این زمینه است.

6 - 3 - 1. اسباب الحدیث النّبوی

این اثر، مقاله­ای است که در فصل­نامه علوم حدیث چاپ شده است (51)و در آن، نام مؤلفان، فواید شناخت سبب ورود، انواع سبب ورود و اقسام احادیث سبب­دار، به صورت خلاصه آورده شده است. سپس نمونه­هایی از احادیث کتب علمای شیعه (52)انتخاب شده و به ترتیب حروف معجم، همراه با سبب صدورشان ذکر شده است.

7 - 3 - 1. جامع اللّطیف لإسباب ورود الحدیث الشریف

ای اثر، نسخه­ای خطی است که تاکنون به چاپ نرسیده است. نویسنده آن می­گوید:

من در حال نگارش کتابی بزرگ به نام جامع اللّطیف لاسباب ورود الحدیث الشریف هستم که خداوند اتمام آن را بر من آسان گرداند (53)

2. اسباب صدور احادیث

1 - 2. انواع احادیث با توجّه به اسباب صدورشان

قبل از هر چیز باید گفت که احادیث را با توجّه به اسباب صدورشان می­توان به دو دسته تقسیم کرد.

احادیث دارای سبب صدور خاص

احادیثی هستند که به دنبال پرسش، مناسبت، وقوع حادثه یا به وجود آمدن وضعیّت یا جریانی بیان شده­اند

2 - 1 -. احادیث فاقد سبب صدور خاص

احادیثی هستند که دارای هیچ گونه سبب صدوری نیستند و راوی پس از ذکر سلسله سند، کلام معصوم را نقل می­کند. این احادیث به دو گروه تقسیم می­شوند:

الف. احادیثی که دارای سبب صدور عام هستند؛ این گروه شامل احادیث می­شوند که به دنبال سؤال، حادثه یا جریان خاصّی بیان نشده­اند، بلکه سبب و انگیزه عام و کلّی داشته­اند که عبارت است از نیازهای انسان­ها به رهنموهای پیشوایان دینی برای تکمیل عقل واندیشه خود و انجام عمل صالح و درست؛ یعنی چون معصومان نیاز انسان­ها را به راهنمایی ضروری می­دانستند، لذا در فرصت­های مناسب، احادیثی را جهت موعظه، هدایت و ارشاد بیان می­کردند.

ب. احادیثی که سبب صدورشان نقل نشده است؛ این گروه شامل احادیثی می­شود که عواملی موجب عدم نقل اسباب صدور آنها شده­اند.

2 - 2. عوامل عدم نقل و نگارش اسباب صدور احادیث

با مراجعه به تاریخ حدیث و بررسی ادوار مختلف نقل و نگارش حدیث، می­توان عواملی را که احتمالاً در عدم نقل سبب صدور احادیث موثّر بوده­اند، به ترتیب زیر دسته­بندی کرد:

1 - 2 - 2. عوامل مخصوص هر دوره

الف. در زمان پیامبر اکرم مسلمانانی که تازه اسلام آورده بودند و ذوق و شوق زیادی برای شنیدن سخنان پیامبر داشتند، بسیاری از سخنان آن حضرت را به جهت یادگیری و به کارگیری می­شنیدند و بیشتر توجّه آنان به اصل کلام پیامبر و حفظ آن بود و توجّه چندانی به مسائل حاشیه­ای از جمله سبب صدور حدیث نداشتند. بنابر این، هنگام نقل احادیث، بسیاری از اسباب صدور را نقل نمی­کردند.

ب. به تدریج که تعداد مسلمین افزایش یافت و پیامبر هم بر نقل و نگارش احادیث تأکید فرموند، احتمالاً مسلمانان به دلیل محدودیّت نوشت­افزار، فقط به نوشت اصل حدیث اکتفا می­کردند و از نوشتن مطالب جانبی از جمله سبب صدور احادیث خودداری می­کردند.

ج. همان طوری که کلام الهی برای مسلمین، دارای ارزش و اهمّیّت ویژه­ای بود و هر مطلبی را در کنار آن نمی­نوشتند، کلام پیامبر هم برای آنان دارای قدر و منزلت بود و به خاطر ارزشی که برای آن قایل بودند، حاضر به نوشتن مطالب دیگری در کنار آن نبودند.

د. در زمان ممنوعیّت نقل و نگارش حدیث از سوی خلفا، راویان فقط می­توانستد مطالب ضروری را بیان کنند و فرصت بیان مفصل حدیث همراه با سبب صدور وجود نداشت. به این ترتیب، نقل­های سینه به سینه تا چند نسل انجام گرفت و بیشتر، خود حدیث، حفظ و نقل می­شد تا سبب صدور آن و بسیاری از اسباب صدور حدیث فراموش می­شد. البته در همین زمان، کسانی که طرفدار حکومت بودند، به راحتی احادیث مورد تأیید خلفا را نقل می­کردند و فرصت بیان سبب صدور آنها را هم داشتند.

هـ. در ادوار بعد که حکّام جور بر مسند خلافت بودند و أئمّه در محدودیبت قرار داشتند شرایط تقیّه حاکم بود و فرصت نقل احادیث همراه با سبب صدور آنها نبود و فقط ضرورت­ها گفته می­شد. بسیاری از اصحاب ائمّه نیز به خاطر نقل حدیث راهی زندان می­شدند. لازم به ذکر است که در این ادوار، همانند دوران حاکمیّت خلفای قبلی، طرفداران دولت حاکم، آزادانه احایث را نقل و نگارش می­کردند و سبب صدور آنها را نیز ذکر می­کردند. این یکی از دلایلی است که موجب شده تا کتب حدیثی اهل سنّت مملو از سبب صدور باشد و راویان سنّی توجّه بیشتری به نقل سبب صدور کنند.

و. این احتمال وجود دارد که وقتی احادیث به دست فقها رسید، چون آنها اصل حدیث را برای استنباط حکم شرعی لازم داشتند، لذا به سبب صدور آن توجّهی نکرده، آن را حذف کرده باشند. همچنین، هنگامی که حدیث را تقطیع کردند و آن را در باب­های مختلف نوشتند، سبب صدور آن به کلّی حذف شد.

2 - 2 - 2. عوامل عمومی

غیر از عواملی که به طور خاص در هر دوره موجب عدم نقل و نگارش سبب صدور احادیث شده است، عوامل دیگری وجود دارند که به طور عمومی در تمام ادوار نقل و نگارش حدیث می­توانند در عدم نقل و نگارش سبب صدور احادیث موثّر بوده باشند. این عوامل عبارت­اند از:

الف. چون راویان در متن حادثه بودند، حوادث برای آنان معلوم و مشخص بود و نمی­پنداشتند که نقل خود حادثه هم مهم است و احتمال فایده­ای در آن نمی­دیدند، بلکه بیشتر به کلام معصوم توجّه داشتند. در نتیجه، سبب صدور احادیث را نقل نکردند.

ب. بسیاری از راویان پس از شنیدن کلام معصوم بلافاصله آن از نمی­­نوشتند، بلکه حفظ می­کردند و آن را پس از خروج از محضر معصوم در فرصتی مناسب یادداشت می­کردند و در هنگام نوشتن سعی می­کردند کلامی را که را معصوم شنیده و حفظ کرده بودند، بنویسند؛ نه حوادث و مطالب مربوط به آن را.

ج. ممکن است به نظر بعضی از راویان، ذکر برخی از اسباب صدور حدیث بی­فایده بوده، ثأثیری در فهم حدیث نداشته باشند و لذا آنها را نقل نکرده­اند.

د. ممکن است چند راوی در محضر معصوم بوده باشند و بعضی از آنها سبب صدور حدیث را نقل کرده و بعضی دیگر نقل نکرده باشند. بنابر این، ممکن است یک حدث در بعضی از سلسله سندها خود دارای سبب صدور و در بعضی دیگر از سلسله سندها فاقد آن باشد.

هـ. احتمال دارد بعضی از اسباب صدور احادیث، ذکر شده باشند، امّا به دلایلی از بین رفته و در نتیجه، توسط راویان بعدی نقل شده باشند؛ مثلاً همراه با کتاب حدیثی مفقود شده باشند یا عدّه­ای از راویان، ضرورتی برای وجود آنها در کنار احادیث و در کتب حدیثی نمی­دیدند و آنها را حذف کرده باشند و یا بعضی از راویان عمداً و از زوی غرض­ورزی آنها را از بین برده باشند؛ مثلاً ممکن است حدیث در مدح یا نکوهش بعضی افراد گفته شده و سبب صدور حدیث اشاره به نام آن افراد داشته باشد و مغرضان سبب صدور آن را حذف کرده باشند.

و. بعضی از سبب صدورها که در آنها سؤال پرسشگر یا وقوع حادثه­ای نقل شده است، جزئی و قابل ذکر بودند، امّا بعضی از اسباب صدور حدیث کلّی بودند؛ مانند بحث­های متوالی درباره یک موضوع، طی چند روز یاچند هفته یا جند ماه؛ از جمله، جلسه­های تفسیر آیات قرآن کریم، جلسه­های توضیح مسائل شرعی یا اصول اعتقادی، جلسه­های ردّ شبهات روز و... در این گون موارد، چنو سبب صدورها کلّی بوند، در این هنگام نقل احادیث چندان مورد توجّه نبودند و راویان فقط احادیث معصومان را که در جلسات بیان می­کردند نقل کرده­اند.

3 - 2 - 2. مهم­ترین عوامل عدم نقل و نگارش اسباب صدور احادیث

هر چند ممکن است موارد ذکر شده از عوامل عدم نقل و نگارش سبب صدور احادیث قلمداد شوند، امّا به نظر می­رسد دو عامل مهم دیگری نیز وجود داشته که نقش بسیار زیادی در عدم نقل و نگارش سبب صدور احادیث داشته و نقش آنها نسبت به عوامل دگر آن قدر زیاد است که می­توان آنها را مهم­ترین عوامل به حساب آورد. آن دو عامل عبارت­اند از: جلوگیری حصر معنای حدیث در سبب صدور و اجتناب از برداشت­های سطحی، نادرست و محدود.

برای روشن شدن مطلب، دو بحث مهمّ ذیل به عنوان مقدّمه ارائه می­شوند و سبب توضیحاتی دربارة آن دو عامل داده می­شود.

الف. اسباب خاص و احکام عام؛ معصومان، تبیین کننده معارف الهی بوده­اند و غرض کلّی حاکم بر سخنان ایشان، تشریح شریعتی بوده است که برای همیشه مورد استفاده باشد. بنابر این، اگر بخشی از بیانات ایشان به لحاظ مصادف شدن با یک حادثه یا جریانی بیان شده است، به این معنا نیست که معنای حدیث محصور به آن مرود خاص باشد، بلکه سبب صدور حدیث، بیان مصداق و نمونه­ای است که حدث درباره آن گفته شده است. لذا حدیث مصداق­های خود را در طول زمان شامل می­شود و در موارد مشابه سریان وجریان دارد؛ یعنی برای هر شخص دیگری که آن جریان اتّفاق بیافتد، حکم حدیث درباره او نافذ است.

بنابر این، یک جریان خاص نمی­تواند کلیّت و عمومیّت کلام معصوم را محدود سازد و موجب انحصار آن شود؛ زیرا اگر چنین بود، کاربرد عملی بسیاری از احادیث از بین می­رفت و در سایر موارد قابل استفاده ن بودند و با از بین رفتن اسباب صدور حدیث باید احکام و مفاهمی حدیث نیز غیر قابل استفاده می­شدند. پس می­توان گفت که کلام معصوم عام و شامل تمام افراد است یعنی، برای تمام انسان­ها در هر مکان و زمانی قابل استفاده است

40


ب. تفکّر و تدبّر در احادیث؛ گاهی توجّه به سبب صدور حدیث، موجب می­شود که تأملی درخصوص خود حدیث صورت نگیرد و باعث شود که تنها از دریچه سبب صدور، به حدیث نگریسته شود و در نتیجه، مفهوم حدیث تحت تأثیر سبب صدور قرار گیرد. ثمره این یک سونگری این است که افراد برای فهم حدیث، بدون تفکرّ و تدبّر درباره آن، بلافاصله به سبب صدور مراجعه­ کنند که این امر موجب عدم شکوفایی فکر و اندیشه و بسته ذهنی خواهد شد و ذهن بسته، دین را غیر قابل انعطاف و غیر قابل اجرا عرضه می­کند و در صورتی که تفکّر و تدبّر، موجب جلوگیری از برداشت و نادرست می­شود و جامعه را از خطر انحراف نجات می­دهد.

با عنایت به این که معصومان انسان­هایی حکیم، دوراندیش و انسان­شناس بوده­اند و مخاطب آنها همۀ اسنان­ها در تمامی اعصار هستند، لذا کلام ایشان تنها در حصار بسته و فضای محدود سبب صدور معنا نمی­شود، بلکه معنای آن فراتر از سبب صدور است و دریایی از معارف و معانی عمیق در آن نفهته است که هر انسانی می­تواند به اندازه ظرفیّت فکری خویش و مطابق با نیازهای زمان و براساس مبانی اسلامی از آن بهره ببرد.

بنابر این، برای جلوگیری از برداشت­های سطحی و متحجّرانه و همچنین استفاده بیشتر از روایات، باید به نیازهای زمان توجّه کرد و با تفکّر و تدبّر در احادیث، مطالب جدیدی را براساس معیارهای دینی و مبانی اسلامی، از آنها برداشت کرد که این، باعث پویایی فکر در فهم و درک احادیث گردیده و موجب جلوگیری از جمود فکری و بسته شدن باب اجتهاد شده و نیازهای زمان هم برطرف می­شوند.

از سوی دیگر، اگر بنا باشد احادیث فقط در حیطه سبب صدور معنا پیدا کنند، پس تکلیف روایاتی که فاقد سبب صدور هستند، چه می­شود ؟ آیا آنها باید معطلّ و بدون استفاده بمانند ؟ پر واضح است که با استفاده از قوّه عقل و تفکّر و تدبّر می­توان معانی آنها را دریافت کرد و از آنها بهره­مند شد.

هم­چنین ممکن است در بعضی از سبب صدورها، جعل یا تحریف صورت گرفته باشد؛ لذا اگر حدیثی با توجّه به سبب صدور جعلی یا تحریف شده معنا شود، از آن برداشت نادرستی خواهد شد. این مطلب، دلیل دیگری است بر آن که نباید احادیث را تنها در حیطه سبب صدورشان معنا کرد، بلکه باید با اندیشدن و تأمل در احادیث، معانی آنها را دریافت کرد.

با توجّه دو بحث مذکور، می­توان نتیجه گرفت که رویّه صحابه پیامبر و ائمّه به این صورت بوده است که ایشان، بر طبق تعالیمی که از پیشوایان خود گرفته بودند، اعتقاد داشتند که توجّه به سبب صدور و نقل آن ممکن است باعث حصر معنای حدیث در آن مورد خاص شود. مؤیّد این بحث این است که هیچ یک از معصومان، دستور یا تأکیدی مبنی بر نوشتن سبب صدور احادیث نداشته­اند، بنابر این، صحابه برای جلوگیری از حصر معنای حدیث در سبب صدور و اجتناب از برداشت­های سطحی، محدود و نادرست، سبب صدور احادیث را نقل کرده­اند؛ زیرا کلام معصوم را به تنهایی جامع و مانع می­دانستند و اگر در مواردی، سبب صدور را نقل کرده­اند، یا احتمال کج­فهمی و اشتباه در برداشت را می­دادند و یا قصد جلوگیری از سوء استفاده از حدیث را داشتند. بنابر این، اگر صحابه معنای حدیث را واضح و روشن می­دیدند و احتمال می­دادند که نقل سبب صدور ممکن است موجب حصر معنای حدیث شو، آن را نقل نمی­کردند؛ اما اگر احتمال می­دادند که فهم حدیث بستگی به نقل سبب صدور دارد و بدون آن قابل فهم نیست و ممکن است عدم نقل آن موجب برداشت نادرست از حدیث شود و نیز اگر احتمال سوء استفاده از حدیث را می­دیدند، سبب صدور را نقل می­کردند.

3 - 2. موضوعات اسباب صدور احادیث

سبب صدور حدیث از نظر موضوع، ممکن است در رابطه با آیه، حدیث، سؤال و مسائل دیگری نقل شده باشد که به بعضی از آنها اشاره می­کنیم.

1 - 3 - 2. سبب صدوری که در ارتباط با آیه قرآن مجید است

گاهی به این صورت است که آیه­ای که دارای صیغه عام است، نازل می­شود و از آن اداره خاص می­شود؛ مانند این فرموده خداوند متعال: « الذینء امنوا و لم یلبسوا إیمنهم بظلم أولئک لهم الأمن وهم معتدون » (54)

بعضی از صحابه چنین دریافتند که مراد از ظلم در آن آیه، ستم و تجاوز کردن از حدّ است و به این خاطر، برای شکایت نزد پیامبر آمدند و ایشان آنها را آگاه کردند که مراد از ظلم در این آیه، شرک است (55)

ترجمه اصل حدیث با سبب صدور آن چنین است: (56)

عبدالله بن معسود می­گوید: وقتی ایه « الذینء امنوا » (57)نازل شد، براصحاب رسول خدا دشوار آمد و گفتند: « ایمان کدام یک از ما با ظلم آلوده نشده است ؟ » پس رسول خدا فرمودند: « این طور نیست که شما فکر می­کنید. مگر نشنیده­اید سخن لقمان را به پسرش که گفت: " إنالشرک لظلم عظیم " ؟ (58)

گاهی هم به این صورت است که آیة مشکلی نازل می­شود و نیاز به توضیح دارد؛ (59)مانند این که:

ابی­بصیر می­گوید: از امام صادق درباره این سخن که خداوند فرموده است: « و کسانی که چون به آیات پروردگارشان تذکّر داده شوند، کر و کور روی آن نمی­افتند. » سؤال کردم، فرمودند: « یعنی، کسانی که دارای بصیرت هستند و در دل شک و تردید ندارند ».

2 - 3 - 2. سبب صدوری که در ارتباط با حدیثی غیر از حدیث خودش است

به این صورت که پیامبر حدیثی بیان می­کند و فهم آن برای بعضی از صحابه مشکل است. سپس پیامبر حدیث دیگری برای رفع اشکال آن بیان می­کنند؛ (60)مانند:

1. انس می­گوید: چون جنازه­ای از برابر پیامبر عبور میدادند و خوبی او را می­گفتند، سه بار فرمود: « بر او واجب شد ». جنازه دیگری ار برابر وی عبور دادند که بدی او را می­گفتند، سه بار فرمود: « بر او واجب شد ». پس گفتند: « ای پیامبر خدا، سخن شما در باره جنازه اوّل که خوبی آن گفته می­شد و در باره جنازه دوم که بدی آن گفته می­شد به یک صورت بود ». فرمود: « بله ای ابوبکر، خداوند ملائکه­ای دارد که بر زبان آدم به آنچه درباره خوبی و بدی کسی گفته می­شود، سخن می­گویند (61)

2. امام علی فرمود: رسول خدا به پیر زن بی­دندانی خبر داد که پیرزن بی­دندان وارد بهشت نمی - شود. پیر زن به گریه افتاد. پیامبر فرمود: « چرا گریه می­کنی ؟ » پاسخ داد: « ای رسول خدا، من دندان ندارم ». پیامبر خندید و فرمود: « به این صورت وارد بهشت نمی­شوی (62)(یعنی، جوان شده و سپس واردبهشت می­شود) ».

3 - 3 - 2. سبب صدور مربوط به امور شنوندگان از صحابه باشد (63)

گاهی صحابه نزد معصومان می­آمدند و مطلبی از امور شخصی خود را به ایشان می­گفتند و راهنمایی می­خواستند. آنها نیز با سخنان خویش، صاحبه را راهنمایی می­­کردند؛ مانند:

1. امام صادق از پدرش نقل می­کند که مردی از انصار نزد پیامبر آمد و گفت: « ای رسول خدا، دوست دارم که گواهی دهی بر این که نخلی را به پسرم می­بخشم ». فرمود: « آیا غیر از او فرزندی نداری ؟ » گفت: « بله ». فرمود: « برای آنها نیز به همان صورت بخشیده­ای که به این فرزند بخشیدی ؟ » گفت: « نه ». فرمود: « ما گروه انبیا بر ستمگر گواهی نمی­دهیم » (64)

2. امام صادق از پدرش و از جدش نقل می­کند که مردی بادیه­نشین به نام قلیب نزد پیامبر آمد و گفت: « ای رسول خدا، یک بار چنین و چنان برای حجّ آماده شدم، امّا برایم مقدور نشد ». پیامبر فرمود: « ای قلیب، به نماز جمعه برو که حجّ مساکین است ».(

4 - 3 - 2. سبب صدرو، سؤال سائل است (65)

گاهی اوقات فردی از معصوم سؤالی می­پرسید و ایشان در پاسخ او حدیثی بیان می­کردند؛ مانند:

1. امام صادق فرمود: مردی گفت: « ای رسول خدا، با چه کسی ازدواج کنیم ؟ » فرمود: « با کسانی که هم کفو شما هستند ». گفت: « آنها کیستند ؟ » فرمود: « بعضی از مؤمنان هم کفو بعضی دیگرند » (66)

2. امام علی فرمود: مردی نزد رسول خدا آمد و گفت: « ای رسول خدا، چه شده که من مرگ را دوست ندارم ؟ » فرمود: « آیا مالی داری ؟ گفت: « بله ». فرمود: « آیا آن مال را پیش فرستاده­ای (تا ذخیره آخرتت گردد): « گفت: « نه ». فرمود: « به این سبب مرگ را دوست نداری؛ زیرا قلب انسان نزد مالش است » (67)

نتیجه

در یک جمع­بندی کلی می­توانیم به نتایج حاصل از مباحث مطرح شده به صورت ذیل اشاره کنیم:

الف. سبب صدور حدیث عبارت از امری (حادثه­ای، مناسبتی، پرسشی، نیازی، موضوعی و...) که موجب می­شود یکی از معصومان به خاطر آن یا درباره آن حدیثی را بیان کند.

ب. علم اسباب صدور احادیث یکی از انواع علوم حدیثی است و بعضی آن را جزء فقه الحدیث می­دانند و موضوع آن شناخت و بررسی علل و اسبابی است که معصومان به دنبال آنها حدیثی را بیان فرموده­اند.

ج. دربارۀ اهمیت شناخت اسباب صدور احادیث می­توان گفت که بعضی از احادیث دارای معنای واضح و روشنی هستند و بدون توجه به سبب صدورشان مفهوم آنها قابل فهم است، اما شناخت روایت قابل فهم نخواهد بود و یا برداشت نادرستی از آنها خواهد شد.

د. بعضی از آثاری که در این زمینه نوشته شده، رؤیت نشده است و سه اثری که در این مورد موجود است، عبارت­اند از: الف. کتاب اسباب ورود الحدیث، ب. کتاب البیان و التعریف فی اسباب ورود الحدیث، ج. مقاله « اسباب الحدیث النبوی ».

هـ. مهم­ترین فواید شناخت اسباب صدور احادیث عبارتند از:

1. ایجاد بصیرت در فهم حدیث، 2. تخصیص عام، 3. تقیید مطلق، 4. تبیین مجمل، 5. بیان علت حکم، 6. شناخت احادیث تقیه­ای، 7. رفع تعارض، 8. تبیین نسخ، 9. ترجیح بین احادیث، 10. رفع ابهام از کلمات و عبارات نامفهوم، 11. آشنایی با شیوه معصومان در بیان مطالب، 12. آشنایی با افرادی که حدیث خطاب به آنها و یا درباره آنها صادر شده است، 13. ایجاد تسهیل در حفظ احادیث.

و. احادیث را با توجه به اسباب صدورشان می­توان به دو دسته تقسیم کرد:

1. احادیث دارای سبب صدور خاص که به دنبال سؤال حادثه یا جریانی بیان شده­اند؛

2. احادیث فاقد سبب صدور خاص که هیچ­گونه سببی برای آنها نقل نشده است.

ز. احادیثی که فاقد سبب صدورهستند به دو دسته قابل تقسیم­اند:

1. احادیثی که دارای سبب صدور عام هستند؛ یعنی به دنبال سؤال یا جریانی بیان نشده­اند و معصومان آنها را جهت ارشاد، موعظه و هدایت انسان­ها بیان فرموه­اند؛

2. احادثی که سبب صدورشان نقل نشده است. این احادیث دارای سبب صدور بوده­اند؛ اما یا به دلایلی، مانند توجه بیش از اندازه به خود حدث، محدودیت نوشت­افزار، ممنوعیت نقل و نگارش حدیث، شرایط تقیه، حفظ سینه به سینه صدورشان نقل نشده است و یا اصحاب معصومان برای جلوگیری از حصر معنای حدیث و اجتتاب از برداشت­های سطحی و محدود آنها را نقل نکرده­اند.

کتابنامه

- اسباب ورود الحدیث او اللمع فی اسباب الحدیث، جلال­الدین عبدالرحمان بن ابی­بکر بن محمد سیوطی، تحقیق: دکتر یحیی اسمایعل، دارالوفا، اول، 1408 ق / 1988 م.

- الفیة الحدیث، جلال­الدین عبدالرحمان بن ابی­بکر بن محمد سیوطی، بیروت: دارالفکر، 1414 ق / 1993م.

- بحارالانوار، محمدباقر مجلسی، تهران: دارالکتب الاسلامیة، 1385 ق.

- البیان و التعریف فی اسباب ورود الحدیث الشریف، شریف ابراهیم بن محمد بن کمال الدین حسینی حنفی ابن حمزه دمشقی، بیروت: مکتبیة العلمیة، اول 1402 ق / 1982 م.

- اَحکام الإحکام، تقی الدین ابن دقیق، تحقیق: احمد محمد شاکر، بیروت: دارالجلیل، دوم، 1416 ق / 1995م.

- تدریب الرباوای فی شرح تقریب النووی، جلال­الدین عبدالرحمن بن ابی­بکر بن محمد سیوطی، تحقیق: الف. احمد عمر هاشم، بیروت: دارالکتب العربی، 1409 ق / 1989 م، ب. عبدالوهاب عبداللطیف، صمر: دارالکتب الحدیثة.

- تلخیص مقیاس الهدایة، علی­اکبر غفّاری، تهران: نشر صدوق، 1369 ش.

- تهذیب الاحکام، ابی­جعفر بن حسن طوسی، تحقیق: محمد جواد فقیه، بیروت: دارالاضواء، اول، 1413 ق.

- الجعفریّات (الأشعثیات)، محمّدبن محمّد بن الأشعث الکوفی، تهران: مکتبة النّّینوی.

- شرح شرح نخبة الفکر فی مصطلحات الاثر، محمّد القاری علی بن سلطان هروی، تحقیق: محمّد

45


نزار تمیم و هیئم نزار تمیم، بیروت: دارالارقم.

- شرح نخبة الفکر، ابن حجر عسقلانی، تنظیم: محمّد غیاث الصباغ، دمشق: مکتبة الغزالی، دوم، 1410 ق / 1990 م.

- فقه الحدیث و روش­های نقد متن، نهله غروی نایینی، دفتر نشر آثار علمی دانشگاه تربیت مدرس، 1379 ش.

- الکافی، محمّد بن یعقوب بن اسحاق کلینی، شرح و ترجمه: سید جواد مصطفوی، اول، دفتر نشر فرهنگ اهل بیت.

- کشف الظنون عن اسامی الکتب و الفنون، مصطفی بن عبدالله القسطنطنی الرّومی الحنفی حاجی خلیفه، بیروت: دارالفکر، 1314ق / 1994 م.

- کیف نتعامل مع السّنة النبّویه، یوسف قرضاوی، هیرندن فیرجینیا، ایالات متحده آمریکا، دوم، 1411 ق / 1990 م.

- مستدرکات مقیاس الهدایة فی علم الدرایة، عبدالله مامقانی، قم: چاپخانه مهر، 1413ق.

- المصباح فی اصول الحدیث، سید قاسم اندجانی، مدینه: مکتبة الرّمان، دوم، 1408 ق / 1987م.

- مفاتیح علوم الحدیث و طرق تخریجه، محمّد عثمان الخست، قاهره: مکتبة القرآن.

- مفتاح السّعاده و مصباح السّیادة فی موضوعات العلوم، طالش احمد بن مصطفی کبری­ زاده، دارالعلمیة.

- من لایحضر الفقیه، شیخ صدوق، تحقیق: الف. علی­اکبر غفاری، قم: جامعه مدرسین، ب. سید حسن موسوی الخراسان، نجف: دارالکتب الاسلامیة، چهارم، 1378 ق.

- منهج ذوی النّظر، محمد محفوظ بن عبدالله ترمسی، شرح منظومه علم الاثر سیوطی، مصر: مکتبة مصطفی البالبی الحلبی و اولاده، چهارم، 1406 ق / 1085 م.

- الموجز فی مصطللح الحدیث، موسی نؤی العربی، دمشق: مکتبة الغزالی، اول، 1417 ق / 1996م.

- نزهه النّظر بشرح نخبة الفکر، ابن حجر عسقلانی، تنظیم: ابو عبدالرحیم محمّد کمال الدین الادهمی، مکّه: مکتبة فیصلیه.

- النکت علی نزهه النّظر، علی بن حسن بن علی بن الحمید حلبی الأثریّ، ریاض: دار ابن الجوزی، سوم، 1416 ق / 1995 م.

- الوسیط فی علوم و مصطلح الحدیث، محمدبن محمد ابن ابوشبهه، علام المعرفة و جدة شهر، اول، 1403 ق / 1983 م.

- « اسباب الحدیث النبوی فی الثرات الامامی »، سید حسین آل المجدد حسینی، فصلنامه علوم الحدیث.

- « بررسی اصول و معیارهای نقد حدیث از جهت متن ». جعفر صادق فدکی، پایان­نامه کارشناسی ارشد علوم قرآن و حدیث، به راهنمایی دکتر دیاری، قم: دانشگاه قم، دانشکدۀ علوم انسانی، 1379 ش

46


پانوشت‌ها:

پاورقی

1- - نزهة النّظر، ص 97.اول صفحه

2- - شرح شرح نخبة الفکر، ص 814؛ خاطر السّمین (حاشیه لقط الدّرر)، ص 178.اول صفحه

3- - الوسیط، ص 466؛ المصباح، ص 135.اول صفحه

4- - مفاتیح علوم­الحدیث، ص 126.اول صفحه

5- - تلخیص مقیاس الهدایة، ص 245.اول صفحه

6- - بررس اصول و معیارهای نقد حدیث از جهت متن (پایان­نامه کارشناسی ارشد)، ص 28.اول صفحه

7- - فقه الحدیث، 41.اول صفحه

8- - حاشیة ابن قطلوبغا علی شرح مخبة الفکر، ص 159؛ شرح شرح نخبة الفکر، ص 814.اول صفحه

9- - شرح نخبة الفکر، ص 144؛ الموجز فی مصطلح الحدیث، 60.اول صفحه

10- - همان.اول صفحه

11- - ذکر این نکته مهم است که ناقل سبب صدور حدیث می­تواند معصوم یا غیرمعصوم باشد.اول صفحه

12- - البیان و التعریق فی اسباب ورود الحدیث ف ص 31؛ الوسیط، ص 466.اول صفحه

13- - کشف الظّنون، ج 1، ص 120.اول صفحه

14- - مفاتیح علوم الحدیث، ص 126.اول صفحه

15- - تلخیص مقیاس الهدایة، ص 243.اول صفحه

16- - همان.اول صفحه

17- - مستدرکات مقیاس الهدایة، ج 5، ص 285 (با اندکی تلخیص).اول صفحه

18- - کیف نتعامل مع السّنة النّبویة، ص 125 و 126.اول صفحه

19- - لازم به ذکر است که بعضی دیگر از سؤال­ها و جریان­هایی را که راویان، همراه احادیث نقل کرده­اند یا جهت فهم احادیث و یا برای جلوگیری از سوء استفاده از احادیث بوده استهمچنین، ممکن است راویان آنها را از روی ناچاری برای جلوگیری از ناقص شدن مطلب، همراه احادیتشان نقل کرده باشند.اول صفحه

20- - بحارالانوار، ج 89، ص 49.اول صفحه

21- - الوسیط، ص 466.اول صفحه

22- - وی کتاب اسباب ورود الحدیث سیوطی را تحقیق کرده و به عنوان رساله دکتری ارائه داده است.اول صفحه

23- - اسباب ورود الحدیث، ص 58.اول صفحه

24- - جلال­الدین، عبدالرحمن بن ابی­بکر سیوطی، در سال 849 ق، در مصر متولد شد و در سال 911 ق، در قاهره وفات یافت او پیشوا، حافظ، مورّخ و ادیب بوده و حدود ششصد تصنیف داشته است؛ از جمله: التقان فی علوم القرآن، تدریب الرّاوی و تفسیر درّالمنشور (اعلام، ج 3،ص 301).اول صفحه

25- - اسباب ورود الحدیث، ص 107.اول صفحه

26- - محمّد بن علی بن وهب بن مطیع، ابوالفتح، تقی الدّین قشیری که مانند پدر و جدّش به ابن دقیق العید معروف است قاضی و از بزرگان علم اصول است در سال 625 ق، در ینبع متولد شد و در سال 702 ق، در قاهره وفات یافت از آثار او احکام الاحکام در حدیث، تحفة اللبیب فی شرح التقریب، شرح اربعین حدیثا للنّووی و..هستند (الاعلام، ج 6، ص 283).اول صفحه

27- - احکام الاحکام، ص 64.اول صفحه

28- - مفتاح السّعادة، ص 342.اول صفحه

29- - عمربن محمبد بن رجاء، ابوحفص العکبری، معروف به درستکاری و پرهیزگاری بوده و در سال 399 ق، وفات یافت (المنهج الاحمد، ج 2، ص 39).اول صفحه

30- - محمّد بن حسین بن محمّد بن خلف بن الفراء، ابویعلی که در سال 380 ق، متولد شد و در سال 458 ق، وفات یافت در اصول، فروع و انواع فنون اهل بغداد، عالم زمان خویش بودهاز آثارش می­توان الکفایة فی اصول الفقه، احکام القرآن، عیون المسائل و...را نامبرد (الاعلام، ج 6، ص 100).اول صفحه

31- - شرح نخبة الفکر، ص 144.اول صفحه

32- - اسباب ورود الحدیث، ص 58.اول صفحه

33- - الوسیط، ص 476.اول صفحه

34- - الفیة الحدیث، ص 91.اول صفحه

35- - تدریب الرّاوی، ص 394.اول صفحه

36- - الفیة السّیوطی، محمّد شاکر، ص 106؛ شرح الفیة السّیوطی، اشیوبی الولوی، چ 2، ص 176؛ المصباح، ص 135.اول صفحه

37- - منهج ذوی النّظر، ص 258.اول صفحه

38- - الفیة الحدیث، ص 91.اول صفحه

39- - محقق احمد محمّد شاکر می­گوید: شرح حال این مرد را پیدا نکردم (الفیة السّیوطی، محمّد شاکر، ص 106، در شروح دیگر الفیة هم شرح حال وی وجود ندارد.اول صفحه

40- - اسباب ورود الحدیث، ص 58.اول صفحه

41- - شرح الفیة السیوطی (الولوی)، ج 2، ص 176.اول صفحه

42- - الوسیط ف ص 476.اول صفحه

43- - محمبد بن احمد بن عثمان بن قایماز الذهبی، شمس الدّین، ابو عبدالله درسال 673 ق، در دمشق متول شد او حافظ، مورخ، علامة و محقق بود و در سال 748 ق، در دمشق فوت کرداز آثار او می­توان سیر النبلاء، تذکرة الحفاظ، میزان الاعتدال و..را نام برد (الاعلام، ج 5 ص 326).اول صفحه

44- - تدریب الزّاوی، ص 394؛ شرح الفیة السّیوطی (الولوی)، ج، ص 176.اول صفحه

45- - الوسیط، ص 476.اول صفحه

46- - عبدالغنی بن سعید بن بشرین مروان، ابو محمّد ازدی مصری، حافظ، امام متقنو نسّابه، در سال 332 ق، متولد شد و در علم حدیث و حفظ آن، امام زمانش بود و ثقه و مأمون بود د رهفتم صفر سال 409 ق، وقات یافت (تذکرة الحفّاظ، ج 3، ص 235 و 236).اول صفحه

47- - اسباب ورود الحدیث، ص 112.اول صفحه

48- - او سیّد ابراهیم بن محمّد، کمال الدّین، مشهور به ابن حمزه حسینی حنفی دمشقی یکی از اعلام محدّثین بوده که در فنون مختلف مهارت داشته استدر سال 1054 ق، متولد شد و در سال 1120 ق، وفات یافت (البیان و التّعریف فی اسباب ورود الحدیث، ج 1، ص 29).اول صفحه

49- - اسباب ورود الحدیث، ص 59.اول صفحه

50- - معالم السّنة النّبویه، ص 197.اول صفحه

51- - « اسباب الحدیث النّبوی »، فصلنامه علو­م­الحدیث، ش 2، ص 58-106 و ش 4، ص 45-103.اول صفحه

52- - بعضی از کتبی که از احادیث، آنها استفاده شده است، عبارت­اند از: الامالی شیخ صدوق، الامالی شیخ طوسی، تهذیب الاحکام، ثواب الاعمال، الکافی، معانی الاخبار، صحیفة الرّضا و علل الشّرایع.اول صفحه

53- - النکتی علی نزهه النّظر، ص 209.اول صفحه

54- - کسانی که ایمان آورده و ایمان خود را به شرک نیالوده­اند، آنان راست ایمنی و ایشان ره یافتگان­اند (سوره انعام، آیه 82).اول صفحه

55- - اسباب ورود الحدیث، ص 43.اول صفحه

56- - همان، ص 43.اول صفحه

57- - سوره انعام، آیه 82.اول صفحه

58- - به راستی شرک، ستمی بزرگ است (سوره لقمان آیه 13).اول صفحه

59- - اسباب ورود ا لحدیث، ص 43.اول صفحه

60- - همانلازم به ذکر است که این مطلب شامل احادیث سایر معصومان هم می­شود.اول صفحه

61- - همان، ص 44.اول صفحه

62- - الجعفریّات، ص 191.اول صفحه

63- - اسباب الورود الحدیث، ص 44.اول صفحه

64- - من لایحضره الفقیه، ج 3، ص 69.اول صفحه

65- - تهذیب الاحکام، ج 3، ص 211.اول صفحه

66- - « اسباب الحدیث »، فصلنامه علوم­الحدیث، ش 2، ص 62 اول صفحه

67- - الکافی، ج 5، ص 337.اول صفحه

68- - الجعفریّات، ص 211اول صفحه

 

خلاصه کتاب تاریخ حدیث


خلاصه کتاب تاریخ حدیث استاد فرزانه سید کاظم طباطبائی در ارتباط با عصر حضور



برای دریافت فایل ورد لطفا بر روی لینک زیر کلیک کنید

http://s4.picofile.com/file/7796017739/tarith_hadith.docx.html


تاریخ حدیث شیعه مقدمه حدیث شیعه از چه زمانی و از کجا آغاز شد؟

چه مراحلی را پشت سر نهاد و امروزه در چه مرحله‏ای قرار دارد؟

آیا می‏توان برای احادیث، دوران فراز و فرود تصور کرد؟

اهمیت آن چیست و فوائد آن کدام است؟

پرسشهای فوق بررسی تاریخ حدیث شیعه را به ارمغان می‏آورد.

«آشنایی با سیر تولد، رشد و دورانهای گوناگون حدیث معصومین را تاریخ حدیث شیعه نامند». تعریف تاریخ حدیث در معرفی تاریخ حدیث آشنایی با سیر تولد، رشد ودورانهای گوناگون حدیث معصومین (ع) را تاریخ حدیث شیعه می نامیم اهمیت شناخت تاریخ حدیث شیعه نگاه بسیط به حدیث، تنها خواندن و درک پاره‌ای از مفاهیم آن است و همین ساده‌نگری در برخورد با حدیث در بسیاری از موارد ما را از فهم دقیق حدیث محروم می‌نماید زیرا به بستر پیدایش سخن معصوم علیه السلام توجه نمی‌شود ولی رویکرد تاریخی به آثار معصومان علیهم السلام به مجموعۀ سخنان، رفتارها و تأیید‌های آن بزرگواران معنایی ویژه می‌بخشد و سیر پیدایش و گسترش را فراروی شیفتگان آثار ائمه علیهم السلام قرار می‌دهد.

بسیاری از پرسشها که دربارۀ ناسازگاری احادیث مطرح می‌شود در نگاه تاریخی جوابی درخور می‌یابد و یا سؤالاتی پیرامون افزایش و کاهش احادیث فقهی، کلامی، اخلاقی و ... بدون توجه به زمان صدور آن احادیث همچنان بی‌پاسخ می‌ماند.

این همه، قسمتی از اهمیت تاریخ نقل سخنان و رفتارهای ائمه علیهم السلام است که در تاریخ حدیث شیعه بررسی خواهد شد و کوتاه سخن آنکه نگاه تاریخی به حدیث از نگاهی بسیط بسیار سودمندتر است و تصویری کلی از حدیث ارائه می‌دهد که با مطالعۀ آن می‌توان آراء و تحولات مختلف را شناخت.

نگاه تاریخی افزایش و یا کاهش احادیث فقهی، مسائل اخلاقی، بحث‏های کلامی مثل قضا و قدر و سؤالات فراوان دیگر را در هر عصر پاسخ می‏دهد.  

 فوائد شناخت تاریخ حدیث شیعه

 1ـ شناخت فرهنگ حدیثی زمانه مهم‌ترین فائده تاریخ حدیث آشنایی با زمان صدور روایت است و به عبارتی دیگر اسباب صدور حدیث را که در فهم سخن معصومین نقشی محوری دارد به صورت کلی بیان می‏کند.

با شناخت تاریخ حدیث می‏توان تأکید فراوان امام علی (علیه السلام) به زهد و دنیاگریزی را دریافت و توصیه‏های اجتماعی امام صادق (علیه السلام) در برخورد با صوفیان معنا می‏یابد و از همین رهگذر بستر مناظرات علمی امام رضا (علیه السلام) احتجاجات امام مجتبی (علیه السلام)، امام جواد (علیه السلام) و امام هادی (علیه السلام) هویدا می‏شود و معنای زیبای احادیث این بزرگواران روشن‌تر می‏گردد.

 و شاید بتوان تا حدودی حلّ احادیث متعارض و نیز شناخت احادیث تقیه‏ای را هم از فوائد تاریخ حدیث برشمرد.

 2ـ آشنایی با مکتوبات حدیثی در هر زمان: نوشته جات حدیثی در تاریخ حدیث به اجمال معرفی می شود. هرچند بحث تفصیلی آن در تاریخ تدوین حدیث ارائه می‏گردد.

   3ـ آشنایی با روشهای آموزشی: معصومین در همۀ دورانها به ترویج فرهنگ الهی اهتمام ورزیدند و شرایط سخت آنان را از بازگو کردن سخن حقّ باز نداشت و تنها روشهای آن بزرگواران تغییر پیدا کرد.   ویژگی‏های تاریخ حدیث شیعه باید دانست که حدیث شیعه هویت مستقلی دارد و از زمان پیامبر تا عصر کنونی ادامه می‏یابد. این مجموعۀ حقوقی هرگز نباید با تاریخ حدیث اهل سنت در هم آمیزد.

 ممانعت یکصد ساله در تدوین حدیث هر چند دوران سخت و طاقت فرسایی بود، امّا به حوزۀ حدیثی شیعی ضربه‏ای وارد نکرد، زیرا دانشمندان و راویان گرانسنگ شیعی با پنهان‏کاری و رازداری، میراث حدیثی خود را به یکدیگر منتقل کردند و این میراث ماندگار هماره پیوستگی خود را حفظ کرد.

آنچه میراث حدیث شیعی را استوار می‏سازد ویژگیها و امتیازات آن است که برخی از آنها چنین است:

 1ـ دسترسی به معصومین شیعیان تنها سخن پیامبر و امامان معصوم را حجّت می‏دانند و سخن هیچ فرد دیگری حتی صحابیان گرانقدر پیامبر مانند ابوذر و سلمان را همسنگ سخن معصومین نمی‏پندارند و به آن احتجاج نمی‏کنند، امّا حدیث امامان معصوم را ودیعۀ گرانبهایی می‏دانند که پیامبر آن را همسر قرآن معرفی نموده است و بدین سان حضور 250 سالۀ معصومین در کنار میراث حدیثیِ بیست و سه سالۀ پیامبر پشتوانۀ ارزشمندی برای شیعه محسوب می‏شود؛ در‌حالی‌که اهل سنت تنها با 23 سال سخن پیامبر (صلی الله علیه و آله) آن هم با انقطاعی یکصد ساله روبرو شدند و برای پر کردن خلأ معرفتی خود به سخن صحابه و تابعین نیز دست یازیدند.

2ـ طرح احادیث تفصیلی و جزئی در دسترس بودن معصومان سبب شد تا هر حادثه‏ای به صورت تفصیلی و جزئی مطرح شود و تنها به کلّی‏گویی بسنده نشده و بسیاری از زوایای پنهان احکام و معارف الهی بازگو گردد.

 3ـ طرح پرسشهای جدید دوران بلند حضور معصومین و تغییر سطح فرهنگی جامعه پرسشها را روزآمد نمود و پاسخهای معصومین متناسب با سطح فرهنگی جامعه و پرسشهای جدید به صورت حدیث به نسلهای آینده منتقل شد. قواعد اساسی برای حلّ مشکلات مطرح شد که با آن قواعد معضلات بسیاری از پیش رو کنار نهاده شد. 

  4ـ آشنایی با فرهنگهای جدید پس از دوران تثبیت حکومت اسلامی فرهنگهای جدید ایرانی، یونانی و رومی وارد سرزمین اسلامی شد. پرسشهای جدید پاسخهایی را می‏طلبید که تنها معصومین از عهدۀ آن بر می‏آمدند و آنان ضمن پاسخگویی به تربیت شاگردانی پرداختند که با معیارهای مشخص جوابگوی شبهات جدید باشند. هشام بن حکم، مؤمن طاق و ... از این گروه اند.

 5ـ همسان بودن احادیث معصومین امامان مترجمان «کلهم نور واحد» هستند و سخن آنان در یک بستر دینی جای دارد و هیچ‌گونه تناقضی در کلمات ایشان مشاهده نمی‏شود و این سخن زیبای امام (علیه السلام) است که می‏فرماید: «إنا عن اللَّه و ان رسوله نحدّث ولا نقول قال فلان و فلان  فیتناقض کلامناان کلام آخرنا مثل کلام اولنا و کلام اولنا مصادق بکلام آخرنا ».

 6ـ. شاگردان دانشمند  تغییر سطح فرهنگی و پدید آمدن قشر فرهنگی و شاگردانی جویای دانش موجب شد که با دوران پیدایش حدیث تفاوت اساسی ایجاد شود. اکثر یاران پیامبر بیش از آنکه در پی یافتن دانش باشند به شخصیت پیامبر علاقه‏مند بوده و با نظر تبرک و برکت جستن در کنار ایشان حضور می‏یافتند.

 7ـ ترویج فرهنگ نوشتاری معصومین (علیهم السلام) از همان ابتدا مردمان را به نوشتن ترغیب می‏کردند و در راستای فرمایش پیامبر که فرمود: «دانش را با نوشتن به بند آورید» به ترویج فرهنگ نوشتاری پرداختند. کاتبان امام علی (علیه السلام) و رساله حقوق امام سجاد (علیه السلام) و بسیاری از نوشته‏های دیگر همگی میراث مکتوب شیعه است که فهرستی دراز دامن دارد (به فهرست طوسی و نجاشی مراجعه شود).

   نمایی از تاریخ حدیث شیعه

 1- دوره حضور الف) ـ از زمان پیامبر تا امام صادقین (علیهما السلام): عصر تولد و رشد ب) ـ عصر صادقین: شکوفایی ج)ـ پس از صادقین (علیهم السلام): عصر تثبیت و تحکیم

2ـ دوره غیبت الف) ـ غیبت صغری ب) ـ قرن چهارم و پنجم ج) ـ دوره فترت ششم تا نهم د) ـ قرن ده و یازده هـ) ـ قرن دوازده به بعد ی)

3ـ دورۀ معاصر (رایانه)

حدیث در دوران پیامبر(ص) 

  سرآغاز پیدایش حدیث با مطالعه در شخصیت بی‏همتای پیامبر و دوران ظهور اسلام همراه است. بدون تردید بازشناسی دوران جاهلیت و ظهور اسلام در چنین محیطی دیجور بر زیباییهای سخنان پیامبر خواهد افزود. ویژگیهای دوران جاهلیت محیط خشک و لم‏یزرع حجاز مردمان این سرزمین را از فرهنگها، اقوام و معارف الهی رایج در آن روزگار بیگانه ساخته بود و در نتیجه عصبیتهای قومی، خشونت، درنده‏خویی، فحشا، فساد و زورگویی در آنان بیداد می‏کرد و کاهنان بی‏خبر از فرهنگ را طلایه‏دار فرهنگ و اعتقاد می‏پنداشتند و شاعران در شعر خود، که تنها مظهر فرهنگی آن دوران بود، به توصیف زن، شراب و اسب بسنده می‏کردند. پیدایش حدیث قرآن، کلام وحی الهی، مقبولیت و بلندمرتبگی پیامبر (صلی الله علیه و آله) طبقات فرودست جامعه را گِرد پیامبر فراهم آورد و گفتار و کردار ایشان شالودۀ ابتدایی حدیث و تحدیث در اسلام را پی‏ریزی کرد.

 رسول خدا (صلی الله علیه و آله) با برگزاری جلسات عمومی در مسجد، آموزشهای اختصاصی به یاران خود ایراد خطبه‏های به یاد ماندنی در مناسبتهای گوناگون و نیز املای حدیث همگان را به نقل و گسترش این فرهنگ ترغیب می‏فرمودند. با توجه به ضرورت دگرگون‏سازی فرهنگ جاهلی، احادیث اخلاقی در میان سخنان آن بزرگوار نمود ویژه‏ای دارد و تشکیل حکومت اسلامی در مدینه، پیدایش و تبیین قواعد حقوقی و احادیث فقهی را ضروری می‏ساخت. بنابراین احادیث اخلاقی، فقهی و قواعد حقوقی را می‏توان به رکن اساسی میراث حدیثی پیامبر نامید.

 کتابهای تحف العقول حرانی، نزهة الناظر حلوانی، سنن النبی علامه، مکاتیب الرسول آیة‌اللَّه مطهری و سنن النبی استاد مدیر شانه‏چی منابع مفیدی جهت مطالعه میراث حدیثی پیامبر هستند.

 امام علی (علیه السلام)

 در تاریخ حدیث شیعه امام علی (علیه السلام) امام اول و معصوم  دوم از منظر شیعیان است. از منظر عادی و در ارتباط با حدیث نبوی (صلی الله علیه و آله) نیز امام (علیه السلام) جایگاه ویژه‏ای دارد که از تمامی اصحاب پیامبر (صلی الله علیه و آله) متمایز است. ایشان از بدو تولد در دامان پیامبر (صلی الله علیه و آله) قرار گرفته و کودکی خود را به همراه ایشان سپری کرده‏اند. او اولین مسلمان و شاگرد خاص پیامبر (صلی الله علیه و آله) بوده و ساعات خاصی برای آموزش داشته‏اند. ذهنی جستجوگر همراه با کتابت احادیث پیامبر (صلی الله علیه و آله) در مجموعه‏هایی مختلف از ویژگی‏های دیگر امام علی (علیه السلام) به شمار می رود. دوران طولانی پس از رحلت پیامبر (صلی الله علیه و آله) (سی سال) و مهم‌تر از آن دوران پنج سالۀ خلافت حضرت موجب شد که سخنان و مکتوبات ایشان در جوامع حدیثی و تاریخی نقل شود. خطابه‏های بلیغ و عمیق حضرت، موجب خضوع همۀ افراد حتی مخالفین ایشان شده است.

میراث حدیثی امام علی (علیه السلام)

 1ـ نقل روایات پیامبر (صلی الله علیه و آله) همراهی 33 سالۀ امام علی (علیه السلام) با پیامبر (10 سال قبل از بعثت به اضافۀ 23 بعد از بعثت) و همراه و همرازبودن وی با پیامبر (صلی الله علیه و آله) موجب اخذ و انتقال گنجینۀ عظیمی از معارف توسط ایشان به نسل بعد شد.

علاوه بر نقل روایات رسول اللَّه (صلی الله علیه و آله) 3 مجموعه صحیفه، کتاب و مصحف امام علی (علیه السلام) نیز به صورت مکتوب وجود داشته است. صحیفۀ امام علی (علیه السلام) مجموعه‏ای کوچک از روایات پیامبر (صلی الله علیه و آله) بوده است این مجموعه که در کتابهای اهل سنت بدان اشاره شده که همیشه همراه حضرت بوده است.

کتاب امام علی (علیه السلام) مجموعه‏ای بسیار بزرگ (طوماری به طول ذراع) بوده است که از ودائع امامت شمرده شده است و بعضی از ائمه (علیه السلام) آن را بر اصحاب خاص قرائت کرده و یا نشان داده‏اند. مصحف امام علی (علیه السلام) نیز که همراه با تفسیر و نکات پیرامونی قرآن بوده است در اختیار ائمه است.

 2. روایات امام علی (علیه السلام) امام علی (علیه السلام) در حضور پیامبر (صلی الله علیه و آله) کمتر از جانب خود سخن گفته و یا رأی و نظر ابراز کرده‏اند. پس از رحلت پیامبر (صلی الله علیه و آله) و تا آغاز شورش علیه عثمان احادیث به نسبت معدودی برای ما گزارش شده که بعضی از آن‏ها در نهج البلاغه آمده است. اواخر دوران عثمان و به خصوص در زمان خلافت حضرت، صورتهای گوناگونی از احادیث ایشان برای ما گزارش شده است که به بعضی از آنها اشاره می‏کنیم.

1ـ خطبه‏ها خطبه ها مشهورترین گروه سخنان امام علی (علیه السلام) است که موجب توصیف ایشان به امام الخطباء گشته است. خطبه‏های توحیدی، که ناب و فراوان است،. خطبه‏های حماسی، سخنان اخلاقی و مواعظ از این مجموعه است. بسیاری از این خطبه‏ها در نهج البلاغه آمده است. یکی از علل شیوع خطبه‏های حضرت، بلاغت تام آن بوده که موجب رواج نهج‌البلاغه نیز شده است.

 2ـ نامه‏ها این بخش از روایات و به خصوص نامه‏های امام (علیه السلام) به کارگزاران خویش نمایانگر ترسیم حکومت علوی و شاخصه‏های مبانی سیاسی، اقتصادی و فرهنگی امام علی (علیه السلام) است. نامۀ مشهور ایشان به مالک اشتر را می‏توان پیمان‏نامۀ حکومت اسلامی در همۀ عصرها دانست. توصیه‏های ایشان به مردمان و به خصوص نزدیکان خویش نیز از احادیث ناب به شمار می رود. همچنین وصیت ایشان به فرزندان (نامه چهارم نهج‌البلاغه علیه السلام) و نامۀ بلند ایشان به امام حسن (علیه السلام) (نامه 31 نهج‌البلاغه) نیز شایسته ذکر هستند. نامه‏نگاری و اطلاع‏رسانی حضرت به مردم و نگارش نامه برای دشمنان حضرت نیز گزارش شده است.

 3ـ گزارش سیرۀ امام علی (علیه السلام) مجموعۀ روشها، کنشها و واکنشهای حضرت در محیط خانواده به عنوان عضو معمولی جامعه و یا با عنوان حاکم اسلامی راهگشای تمامی افراد در مواجهه با مسائل و موضوعات متفاوت است (در جلد چهار موسوعۀ امام علی (علیه السلام) سعی شده تا جمع‏آوری سیرۀ حضرت انجام گیرد).

 4. قضاوتها  شیوۀ خاص و پیشرفتۀ قضایی امام علی (علیه السلام) در کتابهای فقهی فراوان گزارش شده است و مجموعه‏ای قابل توجه است.

5. دعاها  ادعیۀ امام علی (علیه السلام) نیز بسیار دراز دامن و گسترده است. این مجموعه حجمی بیش از صحیفۀ سجادیه دارد. دعای مشهور شب جمعه معروف به دعای کمیل از این گروه است. 

  6. اشعار  برخی حدود پانصد شعر را به حضرت نسبت داده‏اند. (ر.ک: دیوان امام علی (علیه السلام)، قطب الدین کیدری) اگرچه این ادعا مورد خدشه قرار گرفته است، ولی انتساب برخی اشعار به امام علی (علیه السلام) ثابت است.

   شاگردان امام علی (علیه السلام) 

 از شاگردان خاص حدیثی حضرت می‏توان به ابو‌رافع، عبداللَّه بن عباس، سلیم بن قیس، حارث اعور و ... اشاره کرد. (ر.ک: نهج البلاغة سید رضی، نهج السعاده محمد باقر محمودی، غرر الحکم آمدی، مأة کلمه جاحظ، شرح نهج البلاغة ابن ابی‌الحدید، ابن‌میثم، خویی و تستری).

 حضرت فاطمه (سلام الله علیها)

شخصیت ویژۀ حضرت فاطمه(سلام الله علیها)، پرورش در دامان برترین مخلوق هستی و همسری امام علی (علیه السلام)، جایگاه خاص ایشان را در معارف اسلامی نشان می‏دهد. لقب محدَّثه برای سیدة نساء العالمین نشانگر ویژگی خاص حضرت در فراگیری معارف از منبع وحی است.

کوتاهی دوران حیات ایشان و حوادث دردناک پس از رحلت پیامبر (صلی الله علیه و آله) سبب شده است تا میراث حدیثی حضرت محدود و معدود باشد.

برخی روایات پیامبر (صلی الله علیه و آله) که به واسطه حضرت فاطمه(علیها السلام) به ما رسیده است در کتابهای حدیثی شیعه و سنی درج شده است. علاوه بر نقل روایات پیامبر (صلی الله علیه و آله)، روایات باقی مانده از ایشان در سه بخش خطبه‏ها، ادعیه و مصحف گزارش شده است.

خطبه فدکیه مشهورترین بخش از سخنان حضرت خطبه‏های ایشان است که پس از به تاراج رفتن خلافت در مسجد و منزل ایراد کرده‏اند. خطبه مشهور فدکیه از جایگاه ویژه‏ای برخوردار است. تبیین معارف ناب، موقعیت‌شناسی،  بیان نمودن جایگاه ولایت، فصاحت و بلاغت خاص و ... از ویژگیهای این خطبه است.

مصحف حضرت فاطمه (علیها السلام)  این کتاب که از ودائع امامت شمرده شده‏ است مجموعه‏ای از سخنان حضرت جبرئیل (علیه السلام) با حضرت فاطمه (علیه السلام) می‌باشد که توسط امام علی (علیه السلام) به نگارش درآمده است. در این مجموعه اخبار حوادث و رخدادهای آیندۀ اهل بیت و ذریۀ حضرت فاطمه (علیها السلام) اشاره قرار گرفته‏است (ر.ک: عوالم العلوم محدث بحرانی (مجلدات مربوط به حضرت زهرا (سلام الله علیها)) بحار الانوار: ج 43؛ مسند حضرت فاطمه(علیها السلام)، عزیز اللَّه عطاردی، مسند، فاطمه، سیوطی). 

     مهجوریت حدیث در دوران حضرت امام حسن(ع) و امام حسین(ع) 

 پس از امام علی (علیه السلام) و گسترش سلطۀ معاویه بر تمامی ارکان جامعه مراجعۀ مردم به امام حسن و امام حسین (علیه السلام) بسیار کم و بی‏رونق بود. البته با توجه به نامه‌های معاویه به کارگزارانش، نقل یکسویۀ حدیث آغاز شد زیرا معاویه از دستگاه حکومتی‌اش می‌خواست تا در فضائل عثمان و دیگر صحابه حدیث بگویند و با هر کسی که در فضیلت امام علی و اهل‌بیت حدیثی نقل می‌کند برخورد کنند.  و از سویی به ترور شخصیت شیعه پرداخت و گواهی شیعیان در دادگاه‌ها را نپذیرفت و آنان را از حقوق بیت المال هم محروم کرد. بی‌تردید تبلیغات بنی‌امیه و سخت‌گیری حکومت در عدم ارتباط مردم، و حتی شیعیان، با این دو امام بزرگوار مؤثر بود و علی‌رغم تبلیغات بنی‏امیه و سختگیری حکومت در عدم ارتباط مردم، و حتی شیعیان، با این دو امام بزرگوار آن چنان مؤثر واقع شد که اکنون احادیث باقی مانده از ایشان بسیار اندک است. کتب مشهور اهل سنت حتی به عدد انگشتان دست نیز از ایشان نقل روایت نکرده‏اند. صحیح بخاری و صحیح مسلم هیچ حدیثی از پیامبر (صلی الله علیه و آله) را از این بزرگواران گزارش نکرده‏اند. بیشتر سخنان نقل شده از این دو امام مواعظ اخلاقی است که در جلسات خصوصی بیان می‏کرده‌اند. البته احادیث فقهی بسیار کمی نیز از آنان نقل شده است. احتجاج و مباحثه با مخالفان اهل بیت که سعی در تنقیص امام علی (علیه السلام) داشتند در احادیث امام حسن (علیه السلام) گزارش شده است. بعد از جمله ادعیۀ امام حسین (علیه السلام) مناجات حضرت در صحرای عرفات می‌باشد که از متون زیبا و بلند معرفتی شمرده می شود.

  دوران شش ماهۀ قیام امام حسین (علیه السلام) پس از مرگ معاویه تا زمان شهادت حضرت ویژگی خاصی در تاریخ حدیث دارد. از این دوران احادیثی حماسی و سرشار از ابهت، عشق و اخلاص گزارش شده است که موجب اهتزاز روح و طرب معنوی است (ر.ک: مسند الامام المجتبی و مسند الامام الشهید عزیز اللَّه عطاردی، الالفین حیدر مؤید، موسوعة کلمات الامام الحسن (علیه السلام) و موسوعة کلمات الامام الحسین (علیه السلام).

بنابراین می توان دوران امام حسن و امام حسین (علیهما السلام را در این زمینه بدین شکل خلاصه کرد:

 1ـ مهجوریت حدیث (در زمان امام حسن و امام حسین (علیهما السلام))

 2ـ دلایل: سخت‏گیری بنی‏امیه، ترس مردم، تبعیت تودۀ مردم از فرهنگ حاکم

 3ـ نقل نشدن حدیثی از پیامبر (صلی الله علیه و آله) به نقل از ایشان در صحیح بخاری و صحیح مسلم

 4ـ گونه‏های حدیثی گزارش شده: الف) مواعظ اخلاقی ب) احتجاج و مباحثه ج) دعا و مناجات امام حسین (علیه السلام) در صحرای عرفات د) احادیث حماسی (در دوران قیام امام حسین (علیه السلام) 

          امام سجاد (علیه السلام)

دوران زندگانی و امامت امام سجاد (علیه السلام) از سخت‏ترین ایام زندگانی ائمه به شمار می‏رود. افزون بر حادثه عاشورا و اسارت اهل بیت:، فتنۀ عبداللَّه بن زبیر، واقعۀ حرّه، قتل عام مسلمانان در مدینه، حمله به مکه و تخریب خانه کعبه و فرمانروایی ابن‌زیاد و حجاج ـ خونریزترین سرسپردگان بنی امیه ـ همه و همه با دوران امامت آن بزرگوار معاصر است. امام سجاد (علیه السلام) با توجه به فضای پدید آمده به تأثیر از شهادت امام حسین (علیه السلام)، طولانی بودن مدت امامت خویش، هم زمانی با دورۀ تابعین، پیدایش نسل فرهنگی و نیز خلافت عمر بن عبدالعزیز در مدینه توانست به ترویج فرهنگ اصیل اسلامی بپردازد و چنین شد که میراث حدیثی امام سجاد (علیه السلام) از امام حسن و امام حسین (علیهما السلام )افزون گردید.

 گونه های حدیثی امام سجاد (علیه السلام)

 1ـ دعا  امام سجاد (علیه السلام) از شیوۀ لطیف و احساس برانگیز دعا بسیار بهره برده‌اند. بیشتر متون گزارش شده از ایشان دعا و نیایش است.

     2ـ مواعظ اخلاقی و اجتماعی برخی متون منبر رسمی امام سجاد در مدینه را گزارش کرده‌اند که امام در آن‌جا مواعظ اخلاقی خود را درفرصتهای مناسب بیان می‌فرمود. اهمیت موعظه های امام وقتی شناخته می‌شود که بدانیم مدینه در آن روزگار بر اثر سلطۀ طولانی معاویه و سایر بنی امیه به پایگاهی برای لهو و لعب نامبردار شده و به مرکز غنا شهره گشته بود. 

    3ـ میراث مکتوب

الف) صحیفۀ سجادیه مهم‌ترین اثر به جای مانده از امام زین العابدین (علیه السلام) است که در ابتدا 75 دعا بوده است و اکنون 54 دعا در آن موجود می‌باشد.

 ب) رسالۀ حقوق مشهورترین میراث مکتوب ائمه رسالۀ حقوق امام سجاد (علیه السلام) است که در آن پنجاه حق شمارش شده است.

 ج) رسالۀ زهد  این رساله در زمان امام سجاد (علیه السلام) منتشر شد و نسخه ای از آن را ابوحمزۀ ثمالی در سفر به یمن مشاهده و خدمت امام عرضه کرد و امام آن را تایید فرمود. علاوه بر میراث حدیثی باید به پایه‏گذاری مدرسۀ عظیم فرهنگی شیعی در دوران امام سجاد (علیه السلام) نیز اشاره کرد که این مدرسه در زمان امام باقر (علیه السلام) شکوفا گشت و در دوران امام صادق (علیه السلام) به اوج خود رسید. فقه، حقوق، معارف و تفسیر شیعی برگرفته از این مدرسه است. ر.ک: الصحیفة السجادیة الجامعه مؤسسۀ امام مهدی (علیه السلام) و حیاة الامام زین العابدین باقر شریف قرشی و حقوق از دیدگاه امام سجاد (علیه السلام قدرت اللَّه مشایخی).          

عصر صادقین (علیهما السّلام)

 دوران امام باقر و امام صادق (علیه السلام) در تاریخ حدیث شیعه جایگاه ویژه‏ای دارد. امامت این دو امام از سال 94 هجری تا سال 148 هجری استمرار داشته است. سالهای صد تا صد و چهل هجری عصر طلایی حدیث به شمار می آید، چرا که به سبب وجود شرایط ویژه موجب پرورش راویان فقیه و رواج حدیث در حوزۀ شیعی گشته است. این همه مرهون آماده بودن شرایط سیاسی، اجتماعی و فرهنگی بوده که موجب تمایز بین این دوران و دوران امام سجاد (علیه السلام) می‏باشد. به جهت اهمیت این دوران آن را به گونۀ تفصیلی مورد بررسی قرار می‏دهیم:

 ویژگیهای عصر صادقین (علیهما السّلام)

 1 ـ شرایط سیاسی سنت الهی این گونه است که نظامهای اجتماعی نیز همانند افراد بشر دارای دوران کودکی، جوانی و پیری باشند و به أجل خود نزدیک گردند که﴿ لَکُلِّ امةٍ اجل سلطنت بنی امیه نیز در این سالها به دوران پیری و اجل خود نزدیک می‏گشت و عاقبت در سال 132 هجری و پس از جنگها و کشمکشها و جای خود را به دولت بنی عباس داد. امام باقر و امام صادق (علیهما السلام) با نه خلیفۀ اموی و عباسی معاصر بوده‌اند. اکثر این افراد مدت زمان کمی در منصب حکومت قرار گرفتند و قبل از اینکه جای پای خود را محکم کرده و سلطۀ خود را مستقر سازند حکومتشان پایان یافته است. امام سجاد (علیه السلام) به امر ولید بن عبدالملک، که از خشن‏ترین خلفای اموی بود، در سال 94 هجری به شهادت رسید.  درسال 95 هجری حجاج بن یوسف ثقفی، والی بصره و کوفه و جانی خون‏ریز و خون‏خوار که دشمنی سرسخت با شیعیان امام علی (علیه السلام) به شمار می رفت هلاک شد وشیعیان، که مقر اصلی آنان در شهر کوفه بود، سختی آسایش یافتند. در سال 99 هجری عمر بن عبدالعزیز به خلافت رسید. خلافت دو سال و نیمۀ او تأثیر فراوانی بر جامعۀ مسلمانان نهاد. او تدوین حدیث را جایز و ضروری شمرد و سب امام علی (علیه السلام) را ممنوع ساخت. در مباحث آینده بیشتر به او و فعالیتهایش خواهیم پرداخت.

امام باقر نیز در سال 114 هجری و در زمان حکومت هشام شهید شدند و امامت امام صادق (علیه السلام) آغاز گردید. عاقبت در سال 132 هجری دولت بنی امیه منقرض شد و عباسیان به حکومت رسیدند. حکومت چهار سالۀ سفاح (اولین خلیفه عباسی) به قلع و قمع بنی امیه گذشت و پس از او منصور دوانیقی قدرت را در دست گرفت. پس از چند سال ظلم و تعدی حکومت منصور نسبت به اهل بیت و امام صادق (علیه السلام) افزون شد و اوضاعی شبیه به اختناق زمان بنی امیه پدید آمد.

 از مجموع مباحث فوق مبرهن است که حکومت مرکزی در زمان این دو امام (علیهما السلام) اقتدار پیشین خود را نداشت. قیام زیدیان در این سالها موجب مصون ماندن ائمه (علیه السلام) و شیعیان آنان از تعدی بود. سالهای 126 تا 140 هجری که دوران تزلزل بنی امیه و بنی عباس به شمار می رود بهترین زمان برای نشر حدیث و معارف بود. امام صادق (علیه السلام) از این فرصت به دست آمده بهترین بهره را برد و به تربیت شاگردانی دانشمند و فقیه پرداخت و فقه و معارف بلند مرتبۀ شیعی را بنیان نهاد.

2 ـ شرایط اجتماعی از زمان خلیفۀ دوم کتابت و تدوین حدیث به طور رسمی ممنوع شد و این عمل عقلایی از فرهنگ مسلمانان رخت بر بست. اگرچه شیعیان به این فرمان بی اعتنا بودند و برخی از غیر شیعیان نیز کم و بیش بدین کار می‏پرداختند، ولی نوشتن و تدوین حدیث در میان مسلمانان رواج نداشت و عملی مخفیانه و غیر عمومی، شبیه به قاچاق، شمرده می شد. عمر بن عبدالعزیز در حدود سال صد هجری به کتابت و تدوین حدیث فرمان داد. او در نامه‌هایی که به بعضی از علمای مدینه نوشت یادآور شد که سنت پیامبر (صلی الله علیه و آله) در حال فراموش شدن است؛ بنابراین لازم است که سنن رسول خدا نوشته شده و جمع آوری گردد. اگرچه فرمان خلیفۀ اموی، که در واقع نقض دستور خلیفه دوم بود، ابتدا با اکراه از سوی علمای مدینه پذیرفته شد و آنان اشتیاق چندانی بدین کار نداشتند، ولی زمینه را برای کتابت و تدوین حدیث از سوی شیعیان و برگزاری جلسات علنی آموزش حدیث توسط امام باقر (علیه السلام) آماده ساخت. اندک اندک نوشتن حدیث، که امری مطابق با سیرۀ عقلاء بود، در میان مسلمانان رایج شد و نوشته‏های حدیثی مورد احترام و تکریم قرار گرفت. جایگاه ویژۀ اهل بیت در نقل احادیث پیامبر (صلی الله علیه و آله) که در طول نود سال فراموش گشته بود برای تمامی مسلمانان، اعم از شیعه و سنی، شناخته شد. مردمان و به خصوص دانشمندان برای نقل احادیث رسول خدا (صلی الله علیه و آله) و یادگیری معارف او به اهل بیت رجوع می‏کردند و از آن سرچشمۀ زلال حکمت و معرفت سیراب می‌شدند. مراجعه کنندگان به امام باقر و امام صادق (علیه السلام) بهترین سند احادیث پیامبر (صلی الله علیه و آله) را طریقی می‏دانستند که از طریق این ائمۀ بزرگوار به رسول الله (صلی الله علیه و آله) می‏رسید. این وضعیت برخلاف دوران امام حسن (علیه السلام) تا امام سجاد (علیه السلام) بود چرا که در آن دوران تودۀ مسلمانان به دنبال یادگیری علم و معرفت از این ائمه (علیه السلام) نبودند. به عبارت دیگر شخصیت فرهنگی آنان در سایه قرار گرفته و از جهت سیاسی نیز به عنوان معارضین حکومت شناخته می‏شدند و همین صفت ،مردم را از مراجعه به آنها باز می‏داشت. بدین سبب حتّی برای سؤال از مسائل فقهی و حدیثی به اشخاصی همانند قاسم بن محمّد بن ابی‌بکر و سعید بن مسیب و زهْری مراجعه می‏کردند در حالی که امام سجاد (علیه السلام) در مدینه حضور داشت.

3 ـ شرایط فرهنگی فتوحات اسلامی در سرزمینهایی که پیشینۀ فرهنگی و تمدنی کهن داشتند موجب آشنایی مسلمانان با آن تمدنها گشت. تمدنهای ایران، روم و یونان سابقه‏ای دیرین داشتند و مباحث فراوانی در زمینه‏های مختلف (همچون منطق و فلسفه) را پشت سر گذارده بودند. آشنایی مسلمانان با این فرهنگها موجب پیدایش شبهات و سؤالات جدید در زمینه‏های گوناگون شد. دانشمندان مشهور و سنتی عامه از پاسخ گفتن به این شبهات عاجز بودند و در نتیجه فرهیختگان جامعۀ اسلامی رو به سوی اهل بیت آوردند که باب علم نبی (صلی الله علیه و آله) بودند. بعضی از دانشمندان بزرگ شیعی مثل زراره، حمران و هشام بن حکم از این گروه هستند. آنان ذهنی فعال، ناآرام و روحی خروشان داشتند و به بررسی راجع به فرقه‏های مختلف مذهبی نیز پرداخته بودند، ولی روح بلند آنان تنها در مقابل ائمۀ بزرگوار شیعه سر تعظیم فرود آورد و مجذوب آنان گشت؛ حتّی ملحدینی مثل ابن ابی‌العوجاء نیز برای پاسخ‌گویی به شبهات خود به امامان شیعه ما: روی می‏آوردند.

مجموع این شرایط باعث شد زمینۀ لازم برای نشر فرهنگ شیعی و تربیت شاگردان زبده و محقق آماده شود. محمّد بن مسلم گفته است که سی هزار حدیث از امام باقر (علیه السلام) و شانزده هزار حدیث از امام صادقعلیه السلام شنیده است و این تعداد چند برابر تمامی متون احادیثی است که اهل سنت از پیامبر نقل کرده‏اند.

4 ـ تفاوت صحابه نکتۀ جالب دیگر آنکه راویان حدیث در این دوره با راویان حدیث در دوره‏های پیشین تفاوتی ویژه داشتند. اینان افرادی فقیه و دانشمند بودند که نه فقط برای تیمن و تبرک بلکه برای یادگیری عمیق، دقیق و سؤال از لایه‏های ناپیدای معرفت به حضور امام (علیه السلام) می‏رسیدند. سؤالات افرادی همانند زراره و محمّد بن مسلم از امام صادق (علیه السلام)،جهت یافتن پاسخ مشکلی بود که برای فقها ایجاد می‌شد. به همین سبب ابوحنیفه (فقیه عراق و کوفه) و ابو لیلی (قاضی کوفه) مستقیم یا غیر مستقیم به حضور محمّد بن مسلم رسیده و مشکلات خود را از او می‏پرسند و او با استفاده از احادیث ائمه (علیه السلام) و روش فقهی که از اهل بیت آموخته بود به پاسخگویی می‏پرداخت.در مباحث آینده به این موضوع به نحو گسترده‏تری خواهیم پرداخت. 

    کوششهای صادقین (علیهما السّلام):

 عطش جامعه و شیعیان برای یادگیری معارف الهی موجب آن شد که فعالیت امام باقر و امام صادق (علیه السلام) در این زمینه شاخص شود؛ به گونه‏ای که اغلب احادیث ما از صادقین (علیهما السّلام) می‌باشد. حدود 23 از احادیث شیعه فقط از امام باقر و امام صادق (علیهما السّلام) نقل شده است. حتّی در جوامع حدیثی عامه نیز روایات زیادی از امام باقر و امام صادق (علیه السلام) وجود دارد؛ در حالی که از ائمۀ پیشین کمتر روایت نقل شده است.

شیخ مفید (ره) دربارۀ امام باقر (علیه السلام) می‏نویسد: و روی عنه معالم الدین بقایا الصحابة و وجوه التابعین و رؤساء فقهاء المسلمین و صار بالفضل علماً لاهله تضرب به الامثال وتصیر بوصفه الاثار... 

 شیخ مفید (ره) همچنین دربارۀ امام صادق (علیه السلام) می‏نویسد: «نقل الناس عنه من العلوم ما سارت به الرکبان و انتشر ذکره فی البلدان و لم ینقل عن أحد من أهل بیته العلماء ما نقل عنه و لا لقی أحد منهم من أهل الاثار و نقلة الاخبار و لا نقلوا عنهم کما نقلوا عن أبی عبداللَّه علیه السلام فإن اصحاب الحدیث قد جمعوا أسماء الرواة عنه من الثقات علی اختلافهم فی الآراء و المقالات فکانوا أربعة الاف رجل کوششهای صادقین (علیهما السّلام) مدت زمانی بیش از پنجاه سال استمرار داشت و موجب شکل‏گیری فرهنگ شیعی و تأثیر گذاری بر فرهنگ عامه گردید. 

  نمونه هایی از این کوششها فعالیتهای این دو امام بزرگوار (علیهما السّلام) را می‏توان در چند بخش جای داد:

 1 ـ آموزش و انتشار حدیث گفته شدکه پس از فرمان عمر بن عبدالعزیز مبنی بر نوشتن و تدوین احادیث پیامبر (صلی الله علیه و آله) و آزاد شدن نگارش حدیث افراد زیادی به این کار اقدام کردند. شیعیان به خدمت امام باقر (علیه السلام) و امام صادق (علیه السلام) رسیده و احادیث رسول خدا (صلی الله علیه و آله) و سخنان ائمه (علیه السلام) را، که بازگویی احادیث پیامبر (صلی الله علیه و آله) بود ـ یادداشت می‏کردند. مجالس علمی در مسجد رسول اللَّه (صلی الله علیه و آله) ـ در منزل ائمه (علیه السلام) و در موسم حج و هر جا که فرصتی پدید می‏آمد برقرار می‏شد. مسلمانان که پس از دوران منع نود ساله آزادی عمل بدست آورده بودند برای اخذ و نگارش حدیث اشتیاق فراوانی نشانی می‏دادند. در این زمان فرصتی برای صادقین (علیهما السّلام) فراهم آمد که برای ائمۀ پیشین پدید نیامده بود. اکثر احادیث اصول اربعمائۀ شیعه برگرفته از این دوران است.

 2 ـ تربیت شاگردان زبده و فقیه مناسب بودن شرایط عمومی جامعه موجب آن شد که گروه راویان، علما و فقیهان از تودۀ مردم متمایز شوند. در زمان پیامبر (صلی الله علیه و آله) و ائمۀ پیشین کمتر افرادی یافت می‏شدند که در علوم و معارف اسلامی متخصص بوده و به درس و بحث و تعلیم و تعلم مشغول باشند. تودۀ مردم ضمن آنکه به زندگی و کار و امورات دیگر خود می‏پرداختند به شنیدن سخنان رسول خدا (صلی الله علیه و آله) نیز رغبت نشان می‏دادند، ولی از زمان صادقین (علیهما السّلام) به بعد گروهی تمامی وقت خود را صرف تعلیم و تعلّم می‏نمودند. کلام محمّد بن مسلم که اشاره به شنیدن 46 هزار حدیث دارد نشانگر آن است که او چندین سال تنها در حال تحصیل بوده است. زراره نیز می‏گوید: «من میان نماز ظهر و عصر به خدمت امام باقر (علیه السلام) می‏رسیدم تا سؤالات خود را مطرح کنم و کسی از اغیار مزاحم ما نباشد. این گروه زبده که به بعضی از آنان در اصحاب اجماع اشاره شده است موجب رونق گرفتن حوزه‏های شیعی و رعایت سلسله مراتب علمی در مباحث شده‌اند. اصحاب امام صادق (علیه السلام) را تا چهار هزار نفر شمرده‏اند. اسامی بیش از سه هزار و دویست نفر از آنان در رجال طوسی آمده است.

3ـ شیوه برخورد با احادیث  صادقین علیهما السلام با توجه به فزونی شاگردان دانشمند خود آنان را برای به کارگیری صحیح از احادیث تربیت می‌کردند. و شیوۀ استنباط را به آنان آموختند و نیز از آنان می‌خواستند که هر گونه سخنی را به عنوان حدیث نپذیرند و موازین خاصی را برای پذیرش حدیث معرفی کردند. از آن جمله اوصاف راوی را بر می‌شمردند و یا با گفتن جمله ای نظیر: «ان کان لا یقبل ممن دونکم حتی یکون مثلکم لم یقبل منکم حتی تکونوا مثلنا» شرایط سخت راوی را بیان می‌کردند و در برخی روایات امام (علیه السلام) فردی مانند زراره و محمد بن مسلم را برای مراجعه یاران خود معرفی می‌نمودند. تبین قواعد کلی و نیز عرضۀ حدیث بر قرآن و سنت و .... از جمله نکاتی است که شرح آن در لابلای دروس آینده خواهد آمد.

 4- ژرف نگری در معارف علمى وجود شاگردان مستعد و فقیه و آمادگی انان برای یادگیری و تحقیق در مسائل مختلف سبب شد که معارف شیعی از ژرفای خاصی برخوردار شود کهدر زمانهای پیشین موجود نبود سؤالات بسیاری از افراد از جایگاه فقیهی صاحب‌نظر و آشنا به قوائد و مبانی بود مباحثات و نکته گیریهای و یا در خواست بیان بواطن قرآن از سوی زرارة‌‌بن‌اعین و .......ازاین گروه است. در مواردی دیگر ائمه (علیه السلام) به پرسش از اصحاب خود پرداخته و پس از آماده ساختن او برای یادگیری دقیق و عمیق معارف را برای او بیان میکردند.

 مثلاًامام‌صادق(علیه‌السلام)‌از‌هشام‌بن‌سالم‌مى‏خواهد‌که‌بعضى‌از‌اوصاف‌الهی‌رابیان‌کند. هشام بن سالم مى‏گوید : دخلت على أبی عبد اللَّه (علیه‌السلام) فقال لی : أتنعت اللَّه ؟ فقلت : نعم ، قال : هات ، فقلت : هو السمیع البصیر ، قال : هذه صفة یشترک فیها المخلوقون . قلت : فکیف تنعته ؟ فقال : هو نور لاظلمة فیه، و حیاة لا موت ‌فیه،‌و علم ‌لاجهل ‌فیه، وحق ‌لاباطل‌فیه.‌فخرجت‌من‌عنده‌وأنا‌أعلم‌الناس‌بالتوحید‌.

 5 ـ عرضه احادیث محدث و فقیه بودن راوی موجب آن می‏گشت که احادیثی که از پیامبر (صلی الله علیه و آله) و ائمه پیشین نقل شده و رواج یافته بود بر ائمه (علیه السلام) عرضه شده و بموجب تأیید، تصحیح و یا ردّ آن احادیث شود؛ به طور مثال از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) نقل شده است که: «اختلاف امتی رحمة» عبد المؤمن الانصاری می‏گوید : «قلت لأبی عبد اللَّه علیه السلام : إن قوما رووا أن رسول اللَّه صلی اللَّه علیه و اله قال : " إن اختلاف اُمتی رحمة"؟ فقال: "صدقوا" ، قلت:"إن کان اختلافهم رحمة فإجتماعهم عذاب" ؟ قال: لیس حیث ذهبت و ذهبوا ، إنما أراد قول اللَّه عزوجل: ﴿فلو لا نفر من کل فرقة منهم طائفة لیتفقهوا فی الدین و لینذروا قومهم إذا رجعوا إلیهم لعلهم یحذرون فأمرهم أن ینفروا إلی رسول اللَّه صلی اللَّه علیه و اله و یختلفوا إلیه فیتعلموا ثم یرجعوا إلی قومهم فیعلموهم ، إنما أراد إختلافهم من البلدان لا إختلافا فی دین اللَّه ، إنما الدین واحد"». 

 6 ـ تأثیرگذاری بر دانشمندان عامه کمبود متون حدیثی که به سبب منع از نگارش حدیث پدید آمد بیش از همه موجب سختی کار دانشمندان اهل سنت گشت. آنان اطلاع کامل و مطمئنی از اغلب سخنان پیامبر (صلی الله علیه و آله) نداشتند و ناچار به قیاس و استحسان می‏گشتند. منبع فیاض معارف شیعی آنان را نیز بی نصیب نمی‏نهاد. از ابوحنیفه نقل شده است که «لولا السنتان لهلک نعمان» ابوحنیفه همچنین از علم محمّد بن مسلم، صحابه خاص امام باقر (علیه السلام) که در کوفه سکونت داشت بهره می‌برد. راویان غیر شیعی که از قول امام صادق (علیه السلام) روایت رسول خدا (صلی الله علیه و آله) را کرده‏اند بسیارند. همچون اسماعیل بن ابی‌زیاد، مشهور به سکونی، که روایتش در جوامع شیعی نیز نقل شده و موثق تلقی می‏شود.

میراث حدیثی امام باقر و امام صادق (علیهما السّلام)

 تأمل در میراث حدیثی امام باقر و امام صادق (علیهما السّلام) نوعی همپوشی میان میراث حدیثی آن بزرگواران را به ارمغان می‏آورد و این میراث گرانبها تنها از رهآورد شباهت سالهای 94 تا 148 با همۀ فراز و نشیبهایش فراهم آمد. در این سالها مدرسۀ حدیثی شیعه شکل گرفت و از سویی تدوین حدیث به طور رسمی آغاز شد و امام باقر و امام صادق (علیهما السّلام) پاسخگوی پرسشهای دانشمندان شیعی و گروهی از اهل تسننّی بودند که زلالی آثار پیامبر را تنها از طریق اهل بیت می‏یافتند. امام باقر (علیه السلام) نیز به صراحت بیان می‏کرد که احادیث پیامبر (صلی الله علیه و آله) را بازگو می‏کند و از دگر سو شاگردان خود را به پرسش و کنجکاوی ترغیب می‏نمود و بر این نکتۀ محوری تأکید می‏کرد که احادیث ائمه تبیین معارف قرآنی است چرا که همان طور که در حدیث آمده است: «إذا حدثتکم بشی‏ءٍ فسألونی من کتاب اللَّه»  بدین سان شرایط مساعد فرهنگی با کوشش‏های صادقین (علیهما السّلام) به بار نشست و میراث حدیثی گرانبهایی در ابواب مختلف تفسیر، فقه، عقاید، اخلاق و تاریخ را به مسلمین عرضه کرد که به اختصار چنین است:

1ـ تفسیر قرآن امام باقر و امام صادق (علیهما السّلام) افزون بر سفارش به خواندن و تدبر قرآن، و نفی تفسیر به رأی به تفسیر  قرآن پرداختند و مفهوم و مصادیق آیات الهی را تبیین ساختند و در پاره‏ای موارد به تأویل آیات قرآنی نیز همّت گماردند. 2ـ فقه اهمیت حکم شرعی روزآمد بودن حقوق و وجود فقهای سنی که به قیاس و استنتاج آرای ناصواب می‏پرداختند زمینه‏ساز مراجعۀ محدثین شیعه و پرسش از مسائل فقهی شد. مراجعات بسیار مردمان فقه شیعه را تنومند و مقتدر ساخت، به گونه‏ای که راویان فقیه همانند محمد بن مسلم مورد مراجعۀ بزرگان سنی همچون ابوحنیفه و شریک (قاضی کوفه) بودند. در چنین محیط دانش‌پژوهی‌ای است که امام باقر (علیه السلام) به ابان می‏فرماید: «إجلس فی مسجد المدینة و أفتِ الناس فأنی احب أن یری فی شیعتی مثلک»  می‏توان ادعا کرد بیشترین روایات برجای مانده از این دو امام در علم فقه است که خود زاییدۀ عوامل متعددی چون اهمیت فقه، شاگردان فقیه و ... می‏باشد.

3 ـ کلام و عقاید گسترش مناطق تحت نفوذ مسلمانان و آشنایی با فرهنگهای بیگانه از سویی و ترویج فرهنگ حاکم اموی از دگر سو شبهات بسیاری را پدید آورد که این دو امام به دفاع از معارف اسلامی و پاسخ به شبهات پرداختند.  صفات باری، قضا و قدر، اراده الهی و موضوع امامت و تأکید بر منصوص بودن آن بخشی از احادیث اعتقادی صادقین (علیهما السّلام)  می‏باشد.

 4. اصول فقه بیان قواعد کلی و آموزش شیوۀ اجتهاد نیز در میان احادیث امام باقر و امام صادق (علیهما السّلام) جایگاهی ویژه دارد. امام صادق (علیه السلام) می‏فرماید: إنّما علینا أن نلقی الیکم الاصول و علیکم أن تفرعوا  استصحاب، برائت، اصالة الحلّ، قاعده لا حرج و ... که امروزه از درسهای مهم سطوح عالی حوزه‏های علمیه می‏باشد همگی از رهآورد احادیث این دو امام بزرگوار است.

5. تاریخ و سیره تاریخ و سیره چنانچه از منظر اهل بیت نگریسته شود رنگ و بوی شیعی خواهد داشت و قداست پیامبر و امامان را بیان می‏کند. باید توجه داشت که استمرار حکومت ظالم اموی و عباسی و بی‏دقتی در گزارشهای تاریخی احادیث جعلی بسیاری را به حوزۀ تاریخ و سیره وارد نموده است که امروزه دقت و تأمل در همۀ آنها را می‏طلبد. صادقین با توجه به شرایط مساعد پدید آمده تاریخ و سیرۀ پیامبر اکرم را برای علاقمندان بازگو می‏کردند و با توجه به حضور امام باقر (علیه السلام) در کربلا پاره‏ای از وقایع روز عاشورا نیز از سوی امام باقر (علیه السلام) به دست ما رسیده است.

 6. اخلاق و دعا توصیه‏ها و سفارشهای اخلاقی در همۀ دورانها مشاهده می‏شود، امّا فرهنگ اجتماعی در احادیث صادقین (علیهما السّلام) بیشتر نمایان است. امام صادق (علیه السلام) در هنگام رواج صوفی‏گری در میان اهل سنت یاران خود را با سلاح اخلاق و دعا تجهیز نمود و آنان را مزین به اخلاق الهی فرمود. مطالعه وصیت زیبای امام صادق (علیه السلام) به عبداللَّه بن جندب و تأمل در موارد اخلاق اجتماعی آن پیشنهاد می‏شود. . دعاهای امام صادق (علیه السلام) بیش از ادعیه امام سجاد (علیه السلام) می‏باشد و افزون بر آن بسیاری از ادعیۀ ائمه پیشین و از جمله صحیفه سجادیه نیز به واسطه امام صادق (علیه السلام) نقل شده و به دست ما رسیده است. «الصحیفة الصادقیة» عنوان کتابی است که دعاهای امام صادق (علیه السلام) را در حدود یکهزار صفحه جمع‏آوری کرده است. آقای آل طعان تدوین کنندۀ این کتاب است و آقایان باقر شریف قرشی و سید محمد کاظم قزوینی نیز یک جلد از کتابهای موسوعة الامام الصادق (علیه السلام) خود را به ادعیۀ امام صادق (علیه السلام) اختصاص داده‏اند. رساله اهلیلجه، توحید مفضّل، نامۀ امام به عبداللَّه بن نجاشی والی اهواز و رسالۀ معایش العباد را از مکتوبات حدیثی امام صادق (علیه السلام) برشمرده‏اند. ر.ک: موسوعه الامام الصادق قزوینی و ... قرشی. اصول اربعمائه اصول اربعمائه از مباحث مهم تاریخ حدیث چگونگی انتقال فرهنگ شفاهی به فرهنگ نوشتاری در شیعه می باشد. شیعیان از ابتدا منع تدوین حکومت را نادیده گرفتند و به سختی به نگارش مخفیانۀ احادیث همت گماردند. همین اهتمام سبب پیدایش مکتوباتی شد که از آن به اصل تعبیر می‌شود و با عنوان اصول اربعمائه جایگاهی خاص در میان احادیث شیعی دارد. مقصود از اصل نوشته‏ای است که نویسنده سخن معصوم (علیه السلام) را شخصاً و یا به واسطۀ راوی آن را شنیده است و برای اولین بار به صورت نگاشته درآورد. دربارۀ تفاوت اصل با کتاب و رساله اقوال مختلفی وجود دارد که در کتابهای مفصل آمده است. مشهور آن است که اصول، چهارصد نگاشته بوده‏اند؛ اگر چه آنچه اکنون در کتابهای فهرست نگاری نام برده شده است حدود 120 نگاشته است.

 شایان ذکر است مجموع نوشته‏های حدیثی در عصر ائمه (علیه السلام) را تا شش هزار و ششصد کتاب برآورد کرده‏اند. اکثر اصول ترتیب موضوعی نداشته‏اند و به گونۀ درهم و نامرتب احادیث را در بر داشتند. همین موضوع باعث شد که پس از نگارش جوامع حدیثی بزرگ و موضوعی شیعه این اصول به فراموشی سپرده شده و در پی حوادث پدید آمده در قرن پنج فرهنگ و کتب شیعی نابود شدند. مجموعه‏ای به نام الاصول الستة عشر اکنون در دست است که ادعای بازماندگی اصول اربعمائه را دارد ولی این ادعا ثابت شده نیست ر.ک: مقدمۀ معجم بحار الانوار ص 52 ـ 46، مجلۀ علوم حدیث، شمارۀ6، ص18، 231 و شمارۀ1، ص123 ـ 69).

غلات و حدیث

یکی از حوادث مهم و قابل اعتنا در تاریخ شیعه پیدایش غلات و تأثیرگذاری آنها در دوره‏ای خاص و استفادۀ تبلیغاتی مخالفان از آن است. پیدایش فرقه‌ای به نام غلات بر حدیث شیعه تاثیرات گوناگونی گذارد که بررسی آن در تاریخ حدیث شیعه ضروری است؛ زیرا در برابر آنان دو موضع‌گیری متفاوت مشاهده می‌شود:

از یک سو امامان شیعه آنان را لعن کردند و از دگر سو مخالفان تشیع آنان را در شمار شیعیان قلمداد کرده و هر گونه تهمتی را به شیعیان روا می‌دارند و افکار این گروه را عقاید شیعی به حساب می‌آوردند.

 مقصود از غالی کسی است که منزلتی ربوبی برای ائمه تصور می‌کند، ریشۀ غالیان به دوران امام علی (علیه السلام) باز می‌گردد، اما تاثیر‌گذاری آنان در حوزۀ فرهنگی شیعه مربوط به عرصۀ صادقین (علیهم السلام) است. آنان با انتساب خود به جامعۀ شیعی و پنهان ماندن در بین شیعیان بافته‌های خود را حدیث نامیده و به معصومین منتسب می‌کردند و فرهنگ شیعی را مسموم می‌ساختند.

 آثار ورود غلات به حوزه حدیثی را می‌توان چنین برشمرد:

1ـ برخورد ائمه امامان با موضع‌گیری خود در برابر این گروه شیعیان را از هر گونه ارتباط با آنان برحذر داشتند و رهبران این فرقه را طرد و لعن کردند. افرادی مانند مغیرة بن سعید، ابوالخطاب، بنان و ... از جملۀ مطرودین بودند. آنان محرمات الهی را حلال شمرده و برای به دست آوردن مقام و مال از اسم معصومین (علیهم السلام) بهره برده و خود را نایب آنان می‌خواندند. 

  2ـ پالایش حدیث سخنان غلات بر امامان عرضه می‌شد و ائمه نیز به نقد آن سخنان پرداختند و بدین سان مجموعه‌ای از بافته‌های غلات که به عنوان حدیث شناخته می‌شد از حوزۀ حدیثی شیعه حذف گردید و تفکر شیعی پیراسته شد.

 3ـ معیار پذیرش حدیث در پی ورود سخنان غلات به میراث حدیثی شیعی ائمه معیارهایی را برای تشخیص محتوای صحیح و ناصحیح احادیث ارائه کردند که اکنون نیز راه‌گشای ما در نقد محتوایی حدیث است. عدم مخالفت با قرآن و سنت از جمله معیارهای پذیرش احادیث است. یونس بن عبدالرحمن شخصیت بی‏بدیل این عرصه است که توانست با جمع‏آوری احادیث کوفه و عرضۀ آن بر امام رضا (علیه السلام) به پالایش آنها بپردازد. در پی این ماجرا ائمه معیارهایی را برای تشخیص محتوای صحیح و ناصحیح احادیث ارائه دادند که اکنون نیز راه‏گشای ما در نقد محتوایی حدیث است. عدم مخالفت با قرآن و سنت از جمله معیارهای پذیرش‏ احادیث است. اگرچه پس از مدتی ریشۀ غلات و تفکرات آنان از فرهنگ شیعی برکنده شد ولی می‏بایست آمادگی برای مواجهۀ با متونی که از این تفکر نشأت گرفته‏اند همیشه وجود داشته باشد ر.ک: غالیان نعمت اللَّه صفری). 

  پس از صادقین (علیهما السلام)

   از سال 145 هجری تا سال 260 هجری، آغاز غیبت صغری، دوران جدیدی برای حدیث آغاز می‏شود که با دوران امامت پنج امام شیعه معاصر است و با دورۀ پیشین تفاوتی آشکار دارد. بررسی وضعیت سیاسی، اجتماعی و فرهنگی این دوران به فهم لایه‏های تودرتوی تاریخ حدیث یاری می‏رساند:

1ـ وضعیت سیاسی سلطۀ تمام عیار بنی عباس بر جامعۀ اسلامی و خفقان و فشار شدید نسبت به امامان شیعه در این دوران می‏باشد و در این مدت 115 ساله، شش امام معصوم به شهادت رسیدند. امام کاظم (علیه السلام) به شهادت رسید و امام هادی، امام عسکری و امام مهدی (عجل الله فرجه): در منطقۀ نظامی زیر نظر حکومت در تبعید به سر بردند.

2ـ وضعیت اجتماعی افزایش تعداد شیعیان و پراکندگی جغرافیایی مناطق شیعی از کوفه گذشته و به قم، طبرستان، خراسان، بغداد مصر و یمن گسترش یافته بود. هم زمان با رفاه عمومی که در این زمان ایجاد شده بود وضعیت مالی شیعیان بهبود یافته و وجوهات مالی، همچون خمس و سایر نفقات، به سوی امامان واریز شد که سبب پیداش تشکیلات منسجم وکالت گردید.

 3ـ وضعیت فرهنگی فرهنگ شیعی در زمان صادقین (علیهما السّلام) انسجام یافته و در این دوران نگارشهای حدیثی که با اصول اربعمائه آغاز شد به کتابهای موضوعی و سپس جوامع حدیثی تبدیل شد. با توصیۀ امامان فرهنگ مراجعۀ به عالمان و دانشمندان جایگزین مراجعه مستقیم به امام (علیه السلام) شد. افزایش مکتوبات حدیثی ائمه، پدید آمدن کتابهای مسائل، احتجاجات و مباحثات کلامی ائمه و اصحاب ایشان و نیز پیدایش علوم حدیثی مانند درایه، رجال و گسترش عرضه حدیثی همگی از مؤلفه‏های فرهنگی این دوران به شمار می‏آید. شیوه‏های نشر حدیث با توجه به فشارها و تضییقات به وجود آمده و از سویی افزونی گسترۀ حدیث شیوه‏های نشر حدیث تغییر یافت و روشهای جدید آموزشی را می‏طلبید.

این شیوه‏ها عبارت‌اند از:

 الف) وکالت

 عدم دسترسی به امامان، دوری مسافت شیعیان و دشواری ارتباط مستقیم با امام سبب گردید امامان با مشابه‏سازی شرایط غیبت، فرهنگ مراجعه به عالم را جایگزین مراجعه به امام نمایند و در هر منطقه‏ای شخصی از طرف امام پاسخگویی به سؤالات و نیز حلّ و فصل خصومات را برعهده گرفت. اینان پرسش‏های مردم را به امام می‏رساندند و پاسخهای امام را به مردم منتقل می‏کردند. کتاب سازمان وکالت، نوشتۀ حجة الاسلام محمدرضا خیاری، ص4

 ب) مکاتبات

 نوشتن و پاسخ خواست از امام از دوران امام صادق (علیه السلام) شروع و در زمان امام کاظم (علیه السلام) و ائمه متأخر گسترش یافت و نیز نامه‏های مستقیم امامان به برخی اصحاب مانند علی بن یقطین، حسین بن مختار در همین دوران انجام می‌گیرد.

 ج) مسائل

 پرسش از نادانسته‏های فقهی و غیر فقهی از زمان رسول اللَّه (صلی الله علیه و آله) در بین مسلمانان رواج داشت،امّا از دوران امام باقر و امام صادق سؤال‏های تخصصی و مبناساز جایگزین پرسشهای خصوصی و تخصی شد و افرادی مانند زکریا بن آدم، محمد بن سلیمان زراری، هارون بن مسلم، یعقوب بن یزید، یعقوب بن اسحاق و ... کتابی به نام مسائل داشته‏اند. مشهورترین کتاب با این نگارش از آنِ علی بن جعفر برادر کوچک‏تر امام کاظم (علیه السلام) است که امروزه به نام مسائل علی بن جعفر شهرت دارد. این کتاب مجموعۀ پرسشهای او از امام کاظم (علیه السلام) در موضوعات مختلف فقهی است که به دو گونۀ مبوّب و غیر مبوّب، که ظاهراً نسخۀ اصلی است، گزارش شده است.

د) احتجاجات

 احتجاجات و مناظرات ائمه متأخر نیز شیوه‏ای در نشر حدیث می‏باشد. این شیوه در دوران امام رضا (علیه السلام) و مأمون و نیز هنگام ایجاد شبهات پیرامون پذیرش امام در سن کودکی در دوران امام جواد و امام هادی (علیهما السّلام) در جامعه رواج یافت؛ هرچند ائمۀ پیشین نیز از چنین شیوه‏ای بهره برده‏اند. طبرسی در کتاب الاحتجاج به جمع‏آوری چنین مناظراتی همّت نموده است. 

    میراث حدیثی امام کاظم (علیه السلام)

 مدرسه حدیثی امام صادق (علیه السلام) که بنا بر گزارشی تنها در مسجد کوفه نهصد نفر حلقۀ درس خود را با قال الصادق (علیه السلام) زینت می‏دادند، موجب رونق حوزۀ حدیث و معارف اسلامی در دوران امام کاظم (علیه السلام) گشت و از همین رو با آنکه امام کاظم (علیه السلام) بیشتر عمر خود را در دوران سخت منصور و هارون گذرانیدند، ولی به سبب وجود برخی عوامل بیش از دو هزار حدیث از ایشان گزارش شده است و چون نقل روایت به گونه شفاف از امام (علیه السلام) پیامدهای ناگواری داشت معمولاً با کنایه از امام موسی بن جعفر یاد شده است.

 ابوالحسن نام مشهور امام کاظم (علیه السلام) در صدر روایات است. علاوه بر آن از العالم، ابوابراهیم، العبد الصالح و ... نیز یاد شده است. هرچند بیشتر روایات امام کاظم (علیه السلام) در موضوع است، فقه می‏باشد امّا پاره‏ای از عناوین در روایات امام کاظم (علیه السلام) جلوۀ بیشتری دارند که به اجمال اشاره می‏کنیم:

1ـ عقل سخن بلند و دراز دامن امام کاظم (علیه السلام) به هشام بن حکم دربارۀ عدل و استدلال عقلی در کتاب کافی و تحف العقول گزارش شده است.  این متن زیبا افزون بر بیان جایگاه عقل در نظام معرفتی انسان روش‏شناسی استدلال به قرآن و روایات معصومین نیز را در برداشت. نزدیک به 40 آیه در متن مورد استفاده قرار گرفته است.

 2.ـ عقائد رواج بحثهای کلامی دربارۀ خداوند و صفات او، انبیا امامت و ... موجب صدور روایاتی در این مباحث از امام کاظم (علیه السلام) شده است.

3ـ فقه  نزدیک به شصت درصد از متون حدیثی گزارش شده از امام موسی کاظم (علیه السلام) مربوط به ابواب فقهی است و این نکته نشان دهندۀ رواج سؤالات فقهی، دقت اصحاب و به ویژه موضوعات فقه است.

 4. مواعظ روایات اخلاقی و موعظه‏های گزارش شده از امام (علیه السلام) چندان گسترده نیست، به گونه‏ای که می‏توان آن را کمتر از ده درصد کل روایات حضرت برآورد کرد. پیشنهاد کتاب ارزشمند مسند الامام الکاظم تألیف شیخ عزیز اللَّه عطاردی مطالعه گردد.

 حدیث و امام رضا (علیه السلام)

 روزگار امام رضا (علیه السلام) از پرحادثه‏ترین دورانهای امامت شیعه به شمار می آید. آغاز امامت ایشان، سال 183 هجری، با وزارت برمکیان، دشمنان عنادپیشۀ شیعیان، هم زمان بود. با نابودی برمکیان در سال 188 هجری زمینۀ مناسبی برای فعالیتهای امام رضا (علیه السلام) فراهم آمد. آنچه در تاریخ حدیث شیعه مهم است بررسی پیامدهای حضور امام رضا (علیه السلام) در خراسان در اواخر سال دویست هجری است. 

    آثار حضور امام رضا (علیه السلام) در خراسان:

 1ـ نشر میراث حدیثی شیعه خراسان بخارا ـ شامل، سمرقند، افغانستان و خراسان کنونی ـ یکی از پایگاه‏های بزرگ و مهم حدیثی اهل سنت بود. با ورود امام رضا (علیه السلام) به این منطقه احادیث شیعه منتشر شد و آنانی که به انگیزه شنیدن حدیث به کوفه و مدینه سفر می‏کردند به سوی خراسان رهسپار شدند و سخنان امام را می‏شنیدند و شاید بتوان گفت پیامد افزون شدن حضور روایات امام رضا (علیه السلام) در جوامع اهل سنت مشخص است، به گونه‏ای که احادیث امام رضا (علیه السلام) بیش از احادیث صادقین (علیهما السّلام) در میان جوامع سنی یافت می‏شود و برخی مانند احمد بن حنبل سند صحیفۀ امام رضا (علیه السلام) را بهترین سند می‏خوانند.

 2ـ همگانی شدن احادیث اعتقادی با حضور امام رضا (علیه السلام) در خراسان و فرصت مناظراتی که مأمون، خلیفۀ زیرک و دانشمند عباسی، فراروی امام قرار داد سبب شد تا احادیث مختلف اعتقادی و به ویژه مباحث امامت عمومی شود به گونه‏ای که می‏توان ادعا کرد پس از امام رضا (علیه السلام) منصوص بودن امامت کاملاً پذیرفتنی است و امامتِ صغار به راحتی از سوی شیعیان پذیرفته می‏شود و انشعابی در شیعه رخ نمی‏دهد.

 3. تبدیل ایران به پایگاه شیعیان حضور و شهادت امام رضا (علیه السلام) در خراسان، سفرهای متعدّد امام‏زادگان به ایران را به ارمغان آورد. گسیل این امام‏زادگان که در میان آنان دانشمندان و راویان حدیث نیز دیده می‏شد. پایگاهی برای شیعیان فراهم آورد و برخی از شهرهای ایران مانند قم به یکباره رنگ و بوی شیعی یافت. میراث حدیثی امام رضاعلیه السلام جناب آقای شیخ عزیز اللَّه عطاردی در کتاب ارزشمند مسند الامام الرضاعلیه السلام در هزار حدیث از امام هشتم را در موضوعات مختلف جمع‏آوری کرده است که به برخی از آنها اشاره می‏کنیم:

 1ـ احادیث اعتقادی روایات توحیدی به ویژه در صفات باری و عدم رؤیت و نیز احادیث امامت در این گروه قرار دارد. احادیث امامت که در حدود پانصد حدیث این مجموعه را در بر می‏گیرد بیش از روایاتی است که از امام صادق (علیه السلام) در این موضوع به دست ما رسیده است.

2ـ احادیث فقهی در حدود یک هزار و صد حدیث فقهی از امام رضا (علیه السلام) نقل شده است که البته با توجه به درصد بالای شاگردان نخبۀ حضرت مانند ابن ابی‌عمیر، بزنطی و ... این احادیث از جایگاه ویژه‏ای برخوردار است.

3ـ احادیث تفسیری پرسشهای اهل سنت از امام رضا (علیه السلام) و پاسخهای حضرت که به آیات قرآن استناد می‏کردند باعث فراهم آمدن احادیثی در تفسیر و تبیین مصادیق آیات الهی شد. این مجموعه اکنون حدود ده درصد احادیث امام رضا (علیه السلام) را تشکیل می‏دهد. برخی متون ارزشمند حدیثی از امام (علیه السلام) نقل شده که بیانگر جامع‏نگاری در احادیث امام رضاعلیه السلام است. حضرت در این احادیث موضوعات مختلف را در کنار هم بیان می‏فرمایند (ر.ک: تحف العقول و علل الشرایع).

 4ـ مکتوبات سه نوشته را به امام رضا (علیه السلام) نسبت می‏دهند: صحیفه الامام الرضاعلیه السلام، فقه الرضا و طب الرضا. از این سه صحیفه از اعتبار ویژه‏ای برخوردار است و در میان قدما کتابی مشهور بوده است، چندان که فضل‌اللَّه راوندی شرحی بر آن نگاشته است و نسخه‏های قدیمی آن نیز یافت می‏شود، امّا در مورد دیگری محلّ تأمل است فقه الرضا برخلاف صحیفه قبل از مرحوم علامه مجلسی (م 1111 هجری) سابقه‏ای نداشته است و برخی از متون طب الرضا یا رساله ذهبیه سازگاری چندانی با مقام امامت ندارد.

 حدیث در دوران ائمه متأخر 

  در دوران ائمه متأخر پس از عصر صادقین (علیهما السّلام) حدیث و معارف شیعی شاکلۀ اصلی خود را یافت و اصحاب عالم و دانشمند امام کاظم و امام رضا (علیهما السلام) به تدوین و ترتیب آن پرداختند. مجالس حدیثی رواج داشت و مدارس حدیثی شکل می‏گرفت. حسن بن علی وشاء می‏گوید: «نهصد استاد حدیث در مسجد کوفه یافتم که قال الصادق می‏گفتند». مسائل عقیدتی به خصوص امامت و شرائط امام (علیه السلام) نیز در دوران امام رضا (علیه السلام) تبیین و شفاف گشت. امامت امام جواد (علیه السلام)هفت ساله و امام هادی (علیه السلام) 8 ساله برای علما و تودۀ شیعه پذیرفته شد. بود و بدین جهت انشعاب و یا تفرقه در بین شیعیان پدید نیامد.

 امام جواد، امام هادی و امام عسکری (علیهم السلام) تحت نظر حکومت و در واقع در حصر بودند، ولی جامعۀ شیعی به راه خود ادامه می‏داد. رواج یافتن فرهنگ مراجعه به عالمان و خبرگان دین که از زمان امام صادق (علیه السلام) آغاز شده بود جامعۀ شیعی را برای ورود به عصر غیبت آماده می‏ساخت. همین عوامل سبب شد که احادیث نقل شده از این سه امام بزرگوار از حجم محدود و معدودی برخوردار باشد. احادیثی که از هر یک از این امامان گزارش شده است حدود چهارصد حدیث و در مجموع هزار و دویست حدیث است.

نسبت بالای احادیث مکتوب در مقایسه با روایات ائمه پیشین کاملاً مشهود است به گونه‏ای که حدود سی تا چهل درصد روایات منقول از ایشان به صورت مکتوب بوده است که اصحاب شاخص و عالمان از ایشان پرسیده و جواب گرفته‏اند.

 سازمان وکالت در این دوران شکل گرفته و منطقه و محدودۀ هر وکیل نیز مشخص گشته بود؛ زیرا با گسترش مساحت مکانهای شیعی به تشکیلاتی که بتواند به گونۀ دقیق و منظم کل شیعیان را تحت پوشش قرار دهد و تعارضی نیز بین آنان پدید نیاید نیاز بود.

 روایات فقهی امام جواد (علیه السلام) حدود سی درصد کل روایات ایشان است. ولی سؤالات فقهی از امامان بعدی کمتر است تبیین عقاید صحیح شیعی و مبارزه با تفکر غالیانه نیز در این دوران مشهود است. دعا و زیارت به خصوص زیارت جامعه در این راستاست. در این دوران جامع‏نگاری حدیث شیعی از سوی یونس بن عبدالرحمن و ابن ابی‌عمیر آغاز شد و با سلیقۀ خاص حسین بن سعید شکل نهایی خود را پیدا کرد. او با نگارش سی کتاب که با نام ثلاثین شناخته می‏شود گونۀ نگارش فقهی را سامان داد. این شیوه پس از ایشان نیز ادامه پیدا کرده و شیوع یافت.

 حضرت عبدالعظیم حسنی، علی بن مهزیار، ابو‌هاشم جعفری، ابراهیم بن هاشم و ... بعضی از راویان حدیث از این امامان هستند. تاریخ حدیث شیعه در زمان غیبت غیبت امام عصر (علیه السلام) و ارتباط با امام زمان از طریق وکلا و به گونۀ محدود، شیوۀ مکاتبه و نگارش توقیع، رجوع به عالمان دین به جای رجوع مستقیم به امامان از پیآمدها و آثار رواج فرهنگ خاص تلقی معارف شیعی در زمان امامان سه‏گانه بود.

مدرسه حدیثی کوفه در این دوران کم‏کم از رونق افتاد و مدرسۀ حدیثی قم سر برآورد. هجرت علمایی مثل ابراهیم بن هاشم و برقی و ... از کوفه به قم موجب انتقال معارف حدیثی موجود در کوفه به قم گشت و با قوانین و شاخصه‏های حاکم بر مدرسه کوفه هماهنگ شد. مدرسۀ حدیثی قم از سال‏های دویست تا سال چهارصد هجری پررونق بود.

 حدود سال سیصد هجری این مدرسه در اوج دوران علمی خویش بود که نتیجۀ آن نگارش کتابهایی همچون المحاسن، الکافی و من لا یحضره الفقیه بود. مدرسۀ حدیثی بغداد نیز در این دوران رشد و نمو خود را آغاز کرده است. شیعیان که گرد مرقد امام کاظم و امام جواد (علیهما السّلام) سکنی گزیده بودند تشکیلات خاصی یافتند. حضور نواب چهارگانۀ امام زمان (علیه السلام) در بغداد نیز به گسترش و تقویت این جامعه کمک شایانی کرد. لازم به ذکر است که مدرسۀ بغداد تنها پس از ظهور شیخ مفید، نابغۀ بزرگ شیعی که حق عظیمی بر گردن تمامی شیعیان دارد، قوام یافت و شاخصه‏های جدی یک مدرسۀ حدیثی منطقی منظم و تأثیرگذار را پیدا کرد.

 اوضاع اجتماعی و فرهنگی جهان اسلام در قرن چهار و پنج خلافت عباسی در قرن چهارم هجری اقتدار اولیۀ خود را از دست داد. شورشهای محلی در تمامی مناطق تحت نفوذ حکومت آغاز شد و فرمانروایان محلی از سیطرۀ خلافت بیرون آمدند، به‌گونه‏ای که از خلافت تنها نامی باقی مانده بود و سلطۀ خلیفه به نواحی بغداد محدود شده بود. سامانیان در خراسان، فاطمیان در مصر و حوالی آن و حمدانیان در موصل قدرت یافته بودند. آل بویه در ایران قدرت را در دست داشتند و مناطقی از نقاط مرکزی و جنوبی را تحت سیطرۀ خود گرفته بودند. این سلطه کم‌کم به عراق نیز گسترش یافت و بغداد (مرکز خلافت عباسی) را هم تحت نفوذ خود قرار داد.

 از سال 334 تا سال 344 که پایان قدرت آل بویه در بغداد بود خلیفۀ عباسی بازیچۀ بی‏ارادۀ آل بویه بود. آنان هر خلیفه را که اراده می کردند برسر کار می‏آوردند و چون او را نمی‏پسندیدند از خلافت عزل نموده و حتی گاهی اوقات او را کور کرده یا به زندان می‏انداختند، حتی حقوق خلیفه را نیز به مقدار کمی تعیین کرده و بدو می‏پرداختند. آل بویه شیعه بوده و آداب و فرهنگ شیعی را گسترش ‏دادند. در زمان معزالدوله و در سال 352 هجری، عزاداری عاشورا به طور رسمی تأیید شد و تعطیلی عمومی اعلام گشت. شهر سیاهپوش شد و دسته‏های عزاداری به راه افتاد. در همین سال عید غدیر گرامی داشته شد و جشن عمومی برگزار گردید. این فضای جدید فرهنگی، شیعیان را به کوشش و تلاش افزون واداشت.

 وزیران دانشمند آل بویه همچون شاپور بن اردشیر (در بغداد) و صاحب بن عباد (در ری) زمینۀ گسترش فرهنگی و به خصوص فرهنگ شیعی را پدید آوردند. این امر بارها به تجربه رسیده است که اگر آزادی عمل دانشمندان شیعی از آنان سلب نشود موفقیت آنان در گسترش فرهنگ اسلامی حتمی است. در این سالها فرهنگ اسلامی در همۀ زمینه‏ها به اوج خود رسید.

 شیخ مفید، شیخ طوسی، سید مرتضی، سید رضی، بوعلی سینا، خوارزمی، صاحب بن عباد و ... در این روزگار می‏زیستند. کتابخانه‏های بسیار بزرگ بغداد، ری و... زمینه‏ساز گسترش فرهنگی بود. کتابخانۀ بزرگ شاپور بن اردشیر (وزیر دانشمند آل بویه) دارای هشتاد هزار جلد کتاب بود که بسیاری از آنها به خط مؤلف و یا کاتبان مشهور بود. تعداد کتابهای کتابخانۀ سید مرتضی را نیز هشتاد هزار جلد برشمرده‏اند (کتابخانه‏هایی با این عظمت، اینک نیز بسیار اندک است).

از بزرگ‏ترین تفضلات الهی بر جامعۀ شیعی ظهور نابغۀ بزرگ جهان تشیع مرحوم شیخ مفید (م 413 هجری) در بغداد است. شیخ مفید با قدرت علمی و مباحثات کلامی با تمامی مذاهب و فرق توانست جامعۀ شیعی را از شکل یک گروه مطرود به صورت یک مذهب غالب درآورد. او تفوق علمی خود را بر تمامی علمای دار الخلافه اثبات کرد. احترام امیران آل بویه نسبت به او نفوذ کلام خاصی به ایشان داده بود.

 تلاش شیخ مفید در پایه‏ریزی دقیق مکتب فکری شیعی در میان عالمان شیعی بی‌بدیل است. حوزۀ علمی شیعی در زمان او در تمامی زمینه‏ها رشد کرد و ثمراتی به بار آورد که همگی ما را ریزه‌خوار خود کرده است. در تشییع جنازۀ شیخ مفید (استاد سید رضی) حدود هشتاد هزار نفر شرکت کردند.این رقم در آن زمان بی‏سابقه بود. این دوره که بیش از یک قرن ادامه یافت (از سال 334 تا 344علیه السلام هجری) را باید دوران رشد، شکوفایی و بالندگی فرهنگ شیعی دانست.

در این زمان من لا یحضره الفقیه، تهذیب، استبصار، نهج‏البلاغه، ارشاد و ... بسیاری کتب دیگر نوشته شد. در همین دوران شیخ طوسی فقه جدید و تفریعی شیعه را بنیان نهاد و فقهی عمیق و کارساز و مطابق با مقتضیات زمان ارائه کرد. او همچنین با تألیف دو کتاب تهذیب و استبصار توانست به رفع اختلافات ظاهری متون حدیثی ـ فقهی کمک شایانی کند. در این مدت با نوشته شدن رجال نجاشی و فهرست شیخ طوسی مصنفات شیعه و راویان بزرگ شیعی به عالم اسلام شناسانده شد. در طی همین مدت ابن‏ندیم با نوشتن کتاب مشهور خود الفهرست تألیفات شیعیان و اهل ‏سنت را در منظر مسلمانان قرار داد و در همین زمان ابوعلی سینا فلسفه و طب اسلامی را به جایگاه والای خود رسانید.

متأسفانه این دوران زیبا و با شکوه مدت زیادی دوام نیافت. اختلافاتی که در بین حکمرانان پایانی آل‏بویه رخ داد باعث تضعیف آنان شد و مناطق تحت نفوذ آنان کم‏کم به سلطۀ فرمانروایان محلی جدید و به خصوص امرای سلجوقی درآمد و بالاخره در سال هجری، سلجوقیان بر بغداد چیره شدند و خلیفۀ عباسی نیز به تأیید آنان برخاست.

پس از برافتادن آل ‏بویه شیعیان در مضیقۀ شدید قرار گرفتند و در آتش‏سوزی سال 448 هجری، تمامی محلۀ شیعه‏نشین کرخ از جمله خانه و کتابخانۀ شیخ طوسی و کتابخانۀ عظیم شاپور بن اردشیر در آتش سوخت.   حدیث در قرن ده تا دوازده حدیث در قرن ده تا دوازده در تاریخ اسلامی ایران و شیعه جایگاه ویژه‏ای دارد.

 از منظر بررسی رواج معارف شیعی، چهار دوران تاریخی دارای اهمیت خاص هستند:

1 ـ عصر صادقین (علیهما السلام) 2

 ـ قرن چهار و نیمۀ قرن پنج

 3 ـ قرن یازده و دوازده (دوران صفویه)

4 ـ دوران انقلاب اسلامی ایران

قصد آن نداریم که دراین مبحث به بررسی تاریخی و سیاسی حکومت صفویان بپردازیم. صفویه هرچه بودند و هرچه کردند در جایی دیگر باید مورد نقد و تحلیل قرار گیرند. آن‌چه مقصود ماست آن است که در دوران صفویه زمینۀ مساعدی برای رواج فرهنگ شیعی پدید آمد و عالمان بسیاری از این فرصت استفاده کردند و اقدامات مهم و زیربنایی انجام دادند. تشکیل یک دولت مقتدر شیعی موجب آن شد که علماء فعالیت خود را شدت بخشند، مدارس علمی و تعلیم و تعلم رونق یابد و فرهنگ عمومی مردمان رشد کند. این عصر با نام عالمان مشهوری چون محقق کرکی، شیخ بهایی، ملاصدرا، ملامحسن فیض کاشانی، شیخ حر عاملی، میرداماد، مجلسی اول و علامه مجلسی زینت یافته است. علاوه بر این افراد صدها عالم دینی دیگر نیز وجود دارند که در علوم فقه، حدیث و فلسفه تألیفاتی از خود به یادگار گذارده‏اند که تا زمان حاضر نیز مورد استفاده علماست. در این دوران، حدیث و معارف حدیثی نیز جایگاه خاصی داشته و اقدامات مهمی در زمینۀ علوم حدیث برداشته شده است. مهم‌ترین این کوششها را در شش بخش بررسی می‏کنیم:

 1 ـ تکثیر نسخ 2 ـ جامع نگاری 3 ـ شرح نویسی و فقه الحدیث 4 ـ تفسیر مأثور 5 ـ ترجمه 6 ـ علوم حدیثی  

 1 ـ تکثیر نسخه‏ها:

می‏دانیم که شیعیان از ابتدا تحت سلطۀ مخالفان ظالم خود قرار داشتند. به گونه‏ای که معمولاً امکان فعالیت آزاد در ترویج معارف شیعی را نمی‏یافتند. این وضعیت سبب گشته بود که نوشته‏های حدیثی و معارف شیعی، رواج عام نیابند. تقیه و سختگیری بر شیعیان موجب اختفای نسخه‏های خطی حدیث و عدم دست یابی بدانان می‏گشت. چه بسیار نسخه‏ها که در هجوم متعصبان مخالف شیعی به آتش کشیده شد (که به بعضی از آنها در بررسی زندگی شیخ طوسی اشاره شد) و چه بسیار نسخه‏های دیگری که از ترس هجوم مأموران در پستوهای نمور خانه‏ها ضایع گشت و از انتقال به نسل بعد بازماند. آنگاه که در دوران صفویان دانشمندان شیعی امکان ازدیاد نسخه‏های مصنفات قدماء را یافتند به این کار همت گماشتند و نسخه‏های بسیاری را احیاء کردند. اگر به فهرست نسخه‏های خطی کتب حدیثی مراجعه کنیم متوجه تفاوت آشکار این دو قرن با قرون پیشین خواهیم گشت. در این سالها کتابهای شیعی که در گوشه و کنار یافت می‏شدند تکثیر گشته و در کتابخانه‏های مختلف نگهداری می‏شدند.

 علامۀ مجلسی و پدر بزرگوارشان نقش اصلی و اساسی در این کار داشتند. مجلسی اول در این باره می‏نویسد: «در این شهر، اصفهان، دو یا سه کس کتب حدیث داشتند و آن نیز در کتابخانه بود که کسی ندیده بود و الحال (1066 قمری) قریب به چهل سال است که سعی نمودم و به مرتبه‏ای رسیده است که در بسیاری کتابخانه‏ها، جمیع کتب مکرر هست... و الحمدللَّه رب العالمین که اکثر فضلای عصر، اوقات شریف ایشان صرف حدیث می‏شود.»

 موقوفات خاصی در اختیار مرحوم مجلسی بود که صرف تکثیر کتابهای حدیثی می‏گشت. بسیاری از مصادر کتاب بزرگ بحار الأنوار، فراهم آمده از این فعالیت سخت و نفس گیراست. همچنین مجلسی اول در زمان خود کتاب زیبای صحیفه سجادیه را احیا کرد و نسخه‏های متعدد آن را در تمامی ایران منتشر ساخت.

 اهمیت کار علامه مجلسی و دیگران در آن بود که به ضبط و تکثیر نسخه‏های صحیح اهمیت می‏دادند نسخه هایی که به عنوان مصدر بحار الأنوار مورد استفاده قرار گرفته‏اند از بهترین نسخ کتابهای قدیمی بشمار می روند.

2ـ جامع نگاری

 در این دوران قدمهای اساسی در خصوص کتابهای جامع حدیثی برداشته شد. می‏دانیم که جوامع متأخر شیعی (یعنی کتابهای وافی، وسائل الشیعه و بحار الأنوار) در این زمان نوشته شده است. تا قبل از آن در مباحث فقهی معمولاً به کتب اربعه مراجعه می‏شد و در مباحث غیر فقهی نیز کتاب جامعی در دسترس نبود.

 مرحوم فیض کاشانی کتب اربعه شیعه را با هم ترکیب کرد و کتاب زیبای وافی را سامان داد که بیشتر رنگ و بوی فقهی داشت (بیش از نود درصد احادیث این کتب فقهی هستند). مرحوم شیخ حر عاملی با اضافه کردن احادیث فقهی بیش از هشتاد کتاب حدیثی دیگر، کتاب ماندگار وسائل الشیعه را تدوین کرد که از آن زمان تاکنون دست مایۀ فقیهان است.

 مرحوم علامه مجلسی نیز با تألیف کتاب بحار الأنوار، کاری کارستان کرد و برای اولین بار بزرگترین جامع احادیث غیر فقهی شیعه و مباحث تاریخی را تألیف نمود. پس از علامه مجلسی نیز مرحوم بحرانی کتاب عوالم العلوم را گسترده‏تر از بحار الأنوار نوشت. علاوه بر این کتب تألیفات حدیثی بسیار دیگری نیز انجام شده است.

3 ـ شرح نویسی و فقه الحدیث:

 از مهم‌ترین فعالیتهای علما در این دوره شرح نویسی بر احادیث است. متأسفانه باید گفت که تا قبل از این دوران احادیث غیر فقهی مورد بررسی و تحلیل و شرح قرار نگرفته بود. حتّی کتابهای مهم حدیثی ما همانند کتاب کافی نیز شروح چندانی نداشت. مرحوم میرداماد در مقدمۀ کتاب الرواشح السماویة ضمن مدح کلینی و کتاب کافی می‏نویسد: در طول 700 سالی که از تألیف کتاب کافی گذشته است کسی از علماء به شرح احادیث و حل مشکلات آن نپرداخته است.

 رواج فرهنگ علمی در آن روزگار موجب آن گشت که علماء به شرح احادیث پرداخته و کتابهایی در این زمینه تألیف نمایند. مجلسی اول (ره) دو شرح به زبان عربی و فارسی بر کتاب من لایحضره الفقیه نوشت. شرح عربی این کتاب به نام روضة المتقین است.

فیض کاشانی نیز در کتاب وافی به شرح احادیث پرداخته است. ملاصدرا فیلسوف و فهیم بزرگ این دوران کتابی در شرح اصول کافی دارد. ملاصالح مازندرانی، داماد مجلسی اول، نیز شرح مشهوری بر اصول کافی دارد.

 در قرن یازدهم حدود سی شرح بر قسمتهایی از کتاب کافی تألیف شد. علامه مجلسی مرآة العقول را در شرح کتاب کافی و همچنین کتاب ملاذ الاخیار را در شرح تهذیب الأحکام نوشته است.

 بحار الأنوار را می‏توان جامع‏ترین و مفصل‌ترین کتاب شرح احادیث نیز دانست. صحیفۀ سجادیه در این دوران شروح متعددی پیدا کرد که شرح سید علیخان مدنی شیرازی با نام ریاض السالکین (در هفت مجلد) از آن جمله است.

 4ـ تفسیر مأثور

قرن یازده هجری دوران بارز تجلی تفسیر مأثور (تفسیر منقول و روایی) است. در این زمان رواج تفکر تفسیر قرآن با روایات موجب نگارشهای جدیدی در این زمینه شد.

مجلسی اول معتقد بود آنچه از مشکلات قرآن شمرده می شود محتاج به تفسیر است و دانستن آن منحصر است در علم حدیث. 

در این دوران چهار تفسیر روایی مشهور و ماندگار نوشته شد که عبارتند از:

 1 ـ تفسیر صافی تألیف فیض کاشانی (م 1091 ق)که خلاصۀ آن با نام أصفی نبر موجود است.

2 ـ تفسیر برهان تألیف سید هاشم بحرانی (م) که بیشترین روایات تفسیری را در بر دارد (اگرچه در بین آنها روایات ضعیف فراوانی نیز وجود دارد.)

3 ـ تفسیر نور الثقلین تألیف عبد علی بن جمعه العروسی (م 1112هـ) که از بهترین کتابهای تفسیر مأثور است و علامه طباطبایی نیز آن را ستوده است.

 4 ـ تفسیر کنز الدقائق تألیف میرزا محمّد مشهدی (م 1125هـ) که دو سوم انتهایی این کتاب و تفسیر نور الثقلین مشترک هستند و هیچ تفاوتی با یکدیگر ندارند. در مبحث تفاسیر روایی بیشتر راجع به این کتابها سخن خواهیم گفت.

5 ـ ترجمه

نهضت ترجمه از مهم‌ترین حوادث قرن یازدهم به شمار می رود. قبل از این دوران معارف الهی و احادیث ائمه (علیه السلام) منحصراً در اختیار طلاب و دانشمندان دینی بود. متون علمی به زبان عربی نوشته می‏شد و تودۀ مردم تنها از طریق جلسات سخنرانی ـ که به طور طبیعی چندان پربار نبود، مطالبی اینک به آنها رسیده بود. فارسی‌نویسی و نشر معارف اسلامی با زبان مردم موجب آشنایی آنان با این منبع علوم گشت. نوشته‏های فارسی ملامحسن فیض کاشانی، شیخ بهایی، مجلسی اول و علامه مجلسی سرآمد این کتابها هستند.

جامع عباسی نگارش مشهور شیخ بهایی به زبان فارسی و مشابه رساله توضیح المسائل است.

مجلسی اول کتاب لوامع صاحبقرانی را در شرح کتاب من لایحضره الفقیه به زبان فارسی نوشت.

 بیش از نیمی از کتابهای علامه مجلسی نیز به زبان فارسی است که بسیاری از آنان ترجمه احادیث است. از این گروه می‏توان به ترجمۀ عهدنامۀ مالک اشتر، ترجمۀ توحید مفضل، ترجمه زیارت جامعه،  دعای کمیل، دعای مباهله، دعای سمات، شرح دعای جوشن کبیر و ... اشاره کرد. این کتابها در زمان حیات مرحوم مجلسی شیوع گسترده‏ای یافت، به گونه‏ای که شاگرد او، میرمحمّد صالح خاتون آبادی، در توصیفی همراه با اغراق گفته است: «کمتر خانه‏ای در شهرهای شیعه‌نشین وجود دارد که نگاشته‏ای از آثار فارسی مجلسی در آن نباشد

  6ـ علوم حدیثی

  علوم پیرامونی حدیث همچون رجال و درایه نیز در این دوران رواج یافتند و کتابهای گوناگونی در موضوعات مختلف این علم نوشته شد. میرداماد (ره) حاشیه بر رجال کشی و همچنین الرواشح السماویه که جزء اول آن به علوم حدیثی مرتبط است، را نوشت. شیخ بهایی کوچک‌ترین و زیباترین رساله در علم مصطلح الحدیث را نام الوجیزه سامان داد و کتاب مشرق الشمسین را نیز نوشت.

 چندین کتاب رجالی در این دوران نوشته شد که مرحوم استرآبادی با نوشتن سه کتاب رجالی در صدر قرار دارد. دیگر علما همچون علامه مجلسی نیز کتاب رجال نوشته‏اند.

 یکی از بهترین نگارشهای رجالی در شناخت طبقات راویان به نام جامع الرواة از سوی محمّد بن علی اردبیلی نگاشته شد. در مجموع می‏توان این دو قرن و به خصوص قرن یازدهم را دورانی خاص و ویژه در نگارشهای متفاوت و گوناگون معارف حدیثی شمرد. 

    سؤالات

 1-            شیوه هاى نشر حدیث در عصر پیامبر را نام ببرید.

2-            گونه هاى حیثى امام على علیه السلام را برشمرید.

3-            تفاوت کتاب و صحیفه امام على علیه السلام را بنویسید.

 4-            احادیث امام حسن و امام حسین در چه مو ضوعاتى است.

5-            عوامل گسترش و نشر حدیث در عصر صادقین علیهما السلام را برشمرید.

6-            بیشترین احادیث امام باقر و امام صادق علیهما السلام را برشمرید.

7-            اصول اربعمائه در چه دورانى تدوین شد. 8

-            مکتوبات امامان علیهم السلام در کدام دوران بیشتر بود.

 9-            چگونه احادیث شیعه از اصول اربعمائه به کتب اربعه منتقل شد.

10-          مهمترین کوشش هاى حدیثى در قرن 11-12 را نام ببرید


تاریخ حدیث در گذر زمان به صورت تیتر وار

مقاله در ارتباط با تاریخ حدیث توسط اقای شکوری

برای دریافت فایل بر روی آدرس زیر کلیک کنید

http://s4.picofile.com/file/7796007204/tarith.pdf.html